اخبار روزسیاسی و اجتماعی

اقتصاد / رفرم اقتصادی چاره کار نیست, تغییرات اساسی و راهبردی باید انجام شود

کشکول خاطرات قسمت چهاردهم

اقتصاد / رفرم اقتصادی چاره کار نیست, تغییرات اساسی و راهبردی باید انجام شود

اقتصاد

قربون کبوترای حرمت…

علامه طباطبایی :

همه أئمّه رئوفند ، ولی رأفت امام رضا(ع) حسّی است ، همین که وارد حرم می شوی ، می فهمی که حضرت رئوف است.

 

 

 

شوهر همسایمون گل فروشه وقتی میاد خونه بلند بلند زنشو صدا میکنه:

مینای من نرگس من مریمم!؟

…. به شوهرم گفتم یاد بگیر؛

همسایه زنشو چه قشنگ صدا میکنه!

از اون ببعد شوهرم وقتی وارد خونه میشه صدام می کنه:

سوهان روح من!. مته مغزم؛ چکش اعصاب من!! ….. آخه شوهر من ابزار فروشه!!

 

 

 

رفرم اقتصادی چاره کار نیست, تغییرات اساسی و راهبردی باید انجام شود

تغییر رئیس کل بانک مرکزی کافی نیست، باید استراتژی اقتصادی دولت اصلاح شود

🔹 اقتصاد ایران با تغییر رئیس کل بانک مرکزی و یا وزیر اقتصاد تغییر نمی‌کند،

باید نگرش و بینش حاکم بر تصمیم‌گیری در کشور تغییر کند و اگر این نگرش اصلاح شود، تغییر رئیس کل بانک مرکزی می‌تواند اثرگذار باشد.

🔹تاکید باید بر ظرفیت‌ها و قابلیت های داخلی باشد و روی مزیت‌های خارجی هم برنامه‌ریزی شود،

اما از ابتدا نگرش حاکم برون‌زا بود و با حل مشکلات در قالب برجام مسائل و چالش‌های اقتصادی را می‌خواستند حل کنند.

🔹غفلت از محیط داخل و تولید ملی، ساده‌ انگاری و خوش‌بینی نسبت به نظام سلطه و در راس آن آمریکا باعث ضربه خوردن کشور شده است.

🔹اگر یک مربی، تاکتیک، استراتژی و برنامه خود را اصلاح نکند، نمی‌تواند با آوردن یک بازیکن جدید، تیمی را که دچار بحران است نجات داده و احیا کند.

🔹اینکه باوجود سکوت چندماهه در مقابل مشکلات اقتصاد ی، با ابراز پشیمانی و تغییر موضوع نسبت به امریکا، هیچ عملکرد مثبتی در رفع مشکلات نداشته تا جایی که سکه و … در حال افزایش بوده و پاسخی در دستور مقام معظم رهبری از سوی روحانی ارائه نشده‌است.

اقتصاد / رفرم اقتصادی چاره کار نیست, تغییرات اساسی و راهبردی باید انجام شود
اقتصاد / رفرم اقتصادی چاره کار نیست, تغییرات اساسی و راهبردی باید انجام شود

 

بردبار باش❗

کیف‌ها اگه توی کیف فروشی‌ها خوش‌فرم و خوش قواره‌اند بخاطر اینست که پُر از کاغذ باطله‌اند ،

اگر آن کاغذ باطله‌ها را بیرون بریزی از فرم و قیافه می افتد و کاغذ هم دیگر زباله‌اند و باید دور ریخته شوند.

خشم و عصبانیت چیزی شبیه همان کاغذ باطله است

اگر فرو ببری شکل و شخصیت پیدا میکنی و اگر بـیرون بریزی از شکل و شخصیت و معنویت می افتی ، اینست که قرآن کریم دعــوت به فرو بردن خشم دارد.

📚آل عمران /۱۳۴

 

 

شهید ی که دلتنگ امام رضا علیه السلام بود!!!

سال ۶۴ بود که محمد حسن از جبهه مرخصی اومد قم.

بهم گفت: بابا! خیلی وقته حرم امام رضا(ع) نرفتم دلم خیلی برای آقا تنگ شده.

گفتم: حالا که اومدی مرخصی برو، گفت:نه، حضرت امام که نایب امام زمان(عج) است گفته جوان ها جبهه ها را پر کنند.

زیارت امام رضا(ع) برام مستحبه  اما اطاعت امر نایب امام زمان(عج) لازم و واجبه.

من باید برگردم جبهه؛ نمی توانم؛ ولو یک نفر، ولو یک روز و دو روز!امر امام زمین می مونه.

گفتم: خوب برو جبهه. او رفت و درعملیات والفجر هشت به شهادت رسید.

به ما خبر دادندکه پیکر پسرتون اومده معراج شهدای اهواز ولی قابل شناسایی نیست.

خودتون بیایید و شناسایی کنید.رفتیم معراج شهدا و دو روز تمام گشتیم اما پیکر پیدا نشد.

نشستم و شروع به گریه کردن کردم که یکی زد روی شونه ام و گفت: حاج آقای ترابیان عذرخواهی می کنم، ببخشید؛

پیکر محمد حسن اشتباهی رفته مشهد امام رضا(ع) دور ضریح آقا طواف کرده و داره برمی گرده.گفتم: اشتباهی نرفته او عاشق امام رضا(ع) بود.

کتاب شهدا و اهل بیت

تالیف ناصر کاوه

 

 

حکایت بهشت و جهنم

یکى از جملة صالحان، بخواب دید پادشاهى را در بهشت است و پارسایى در دوزخ ، پرسید موجب این درجات چیست و سبب درکات آن که مردم بخلاف این معتقد بودند.

ندا آمد که این پادشه به ارادت درویشان به بهشت اندرست و این پارسا به تقرب پادشاهان در دوزخ.

 

 

 طنــــز جبــــهه

❤همراه دایی سعید برای گرفتن شام به فاو رفتیم. موقع برگشتن، دشمن دیوانه وار منطقه رو زیر آتش گرفت.

به پایگاه موشکی که رسیدیم بچه ها رو برای گرفتن غذا صدا زدم.

❤محمود و مهدی کنار سنگر خودشون نشسته بودند و به کارهای من می‌خندیدند.

همه با قابلمه دور ماشین ایستاده بودند.

❤بالای باربند رفتم و با صدای بلند فریاد زدم: «اگر با کشته شدن من، پایگاه موشکی پا بر جا می‌ماند، پس ای خمپاره ها مرا دریابید!»

در همین لحظه یه خمپاره ۱۲۰ زوزه کشان در کنار ما منفجر شد!

همگی خوابیدند. من هم از روی باربند خودم رو به کف جاده پرت کردم.

❤بلند شدم خودم رو تکاندم و گفتم: «آهای صدامِ الاغِ زبون نفهم! شوخی هم سرت نمی‌شه؟ شوخی کردم بی پدر مادر!»

همه زدند زیر خنده.

کتاب گلخندهای آسمانی

ناصر کاوه

لبخند بزن بسیجی

 

 

حقیقت تلخ   از انتخابات بد

۵سال از انتخاب روحانی
۳سال از ورود نماینده های لیست امید به مجلس
۱سال از شورای شهر اصلاحطلب تهران میگذرد
کدخدا از برجام خارج شد. اقتصاد رو به فروپاشی است

مجلس جرعت یک استیضاح ساده را ندارد و هر بار با یک … عقب میکشند

و یک متر خط مترو به ناوگان حمل و نقل شهری اضافه نشده است, بیکاری, گرانی, رانت,  تعطیلی کارخانه ها و کارگاه ها و…

اصلاحات بدون رتوش
مدیریت غربگرا

 

برشی از زندگی شهید مدافع حرم محمد پورهنگ
برشی از زندگی شهید مدافع حرم محمد پورهنگ

 

بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن

💥شهیدامام رضایی

خیلی امام رضایی بود.

تقریبا همه کسانی که او را می شناختند، این را می دانستند.

هر وقت عازم مشهد می شد، چند نفر را هم همراه خود می کرد و گاهی خرج سفرشان را هم می داد.

انقدر زود دلش برای امامش تنگ می شد که هنوز عرق سفرش خشک نشدہ، دوبارہ راهی می شد.

می گفت “امام رضا خیلی به من عنایت داشته و کم لطفی است اگر به دیدارش نروم.”

همیشه بابالجواد را برای ورود انتخاب می کرد.

گاهی ساعت ها می نشست همانجا و چشم می دوخت به گنبد و با حضرت حرف می زد.

می گفت اگر اذن دخول خواندی و چشمت تر شد یعنی آقا قبولت کرده.

مانند خیلی از بزرگان حرم را دور می زد و از پایین پا وارد حرم می شد.

مدتی در صحن می نشست و با امام درد و دل می کرد.

سفر کربلا را هم از امام رضا گرفته بود.

موقع برگشت روی یکی از سنگ های حرم تاریخ سفر بعدی اش را می نوشت و امام هم هر دفعه ان را امضا می کرد…

کتاب شهدا و اهل بیت

ناصر کاوه 

برشی از زندگی شهید مدافع حرم محمد پورهنگ

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن