خاطرات دفاع مقدسسیاسی و اجتماعی

خدا هيچ تعهدي براي آنکه تو هماني که هستي بماني ، نداده است. /کشکول خاطرات قسمت بیست و یکم

کشکول خاطرات قسمت بیست و یکم

خدا هيچ تعهدي براي آنکه تو هماني که هستي بماني ، نداده است.

مي گويند ؛ خدا  داستان ابليس را تعريف کرد،تا بداني که نمي شود به عبادتت ، به تقربت و به جايگاهت اطمينان کني!

خدا هيچ تعهدي براي آنکه تو هماني که هستي بماني ، نداده است.

شايد به همين دليل است که سفارش شده وقتي حال خوبي داري. و مي خواهي دعا کني ، یادت نرود عافيت و عاقبت بخيري بطلبی.

پس به خوب بودنت مغرور نشو

که شيطان روزي مقرّب درگاه الهي بود.

 

 

ارزش پول شوروی و بلایی که بر سر آن آوردند بسیار عبرت آموز است.

وقتی مدیران غربگرا و دوتابعیتی در تار وپود حکومت شوروی حتی در بین مدیران ارشد آن کشور نفوذ داده شدند،

به مرور شرایط برای اجرای یکی از خطرناکترین پروژه ها یعنی سقوط ارزش پول ملی مهیا شد.

 با تصمیمات و مدیریت اقتصادی که توسط این تیپ مدیران اِعمال شد ارزش پول ملی شوروی به شدت کاهش یافت،

به طوری که اگر در گذشته یک دلار معادل یک روبل بود،

کار به جایی رسید که ۱دلار معادل ۴۰هزار روبل شد!

با این ضربه وحشتناک به اقتصاد شوروی توسط مدیران مذکور، ثروت مردم جامعه ۴۰برابر کاهش پیدا کرد!

و مردم در فقر غیرقابل وصفی فرو برده شدند و زمینه برای طغیان مردم و آشوب در این کشور ایجاد شد.

یکی از وزیران دولت تاجیکستان (تاجیکستان قبل از فروپاشی بخشی از شوروی بود) در خاطراتش گفته:

“قبل از فروپاشی شوروی ۱۵۰هزار روبل، معادل ۱۰۰هزار دلار به یکی از وزرای شوروی که رفیقم بود قرض دادم.

۳سال بعد وی ۱۵۰هزار روبل را یک جعبه شیرینی برای من آورد و از قرضی که به او داده بودم تشکر کرد.

ولی من پول را نپذیرفتم و فقط جعبه شیرینی را از او قبول کردم چرا که آن موقع ۱۵۰هزار روبل او شده بود معادل ۴دلار!

بطوری که قیمت جعبه شیرینی از میزان قرضی که داده بودم بیشتر بود!!

با سیاست های اقتصادی که  اجرا شده بود ارزش ۱۵۰هزار روبل من طی ۳سال از ۱۰۰هزار دلار تبدیل شد به فقط ۴دلار…”

بدین ترتیب با اجرای طرح های لیبرالیستی توسط مدیران نفوذ داده شده و اخلال در سیستم اقتصادی شوروی(همچنین عدم برخورد با مفسدین اقتصادی و نیز مدیران خرابکار)،

چنان معیشت مردم در تنگنا قرار گرفت که چاره ای جز شورش نیافتند

و بدین ترتیب یکی از مهم ترین گام های مدنظر دولت ریگان(رئیس جمهور آمریکا) درجهت ازهم پاشیدن شوروی برداشته شد

 

يكى از شکنجه‌های عراقي‌ها که به همراهی منافقین انجام می‌دادند، غسل كابل نام داشت.

در فرايند اين شكنجه، يك‌بار از سر تا نوك انگشتان پا با ضربات كابل، مشت و لگد كاملا كبود مى‌شد.

در اين شكنجه ابتدا افراد از آسایشگاه به شكنجه‌گاه منتقل می‌شدند.

افراد به حالت چمباتمه به ترتیب مى‌نشستند تا نوبت آنان فرا برسد.

مرحله نخست وقتى فرد وارد مى‌شد دو سه نظامى عراقى با هیكل‌هاى درشت با مشت و لگد فرد را به هم پاس مى‌دادند،

در اين مرحله سر و صورت و چشم و پشت و پهلوى فرد بر اثر ضربات مشت و لگد خونين و مالين و كوبيده مى‌شد

مـرحله بعد فلك چوبى بود كه دو سر آن را با طناب بسته بودند.

آن را به دور پاى فرد می‌بستند. دو نفر از منافقين هم دو طرف چوب را مى‌گرفتند تا فرد پايش را جمع نكند.

پاهاى فرد را رو به بالا نگه می‌داشتند.

سرباز ديگر بـا دست كلنگى، از كف پا تا انتهاى ران‌ها را با ضربات محكم كبود و خونين مى‌كرد و براى اين كه فرياد و ناله مضروب، به گوش اسيران ديـگـر نرسد

در دهانش دمپايى يا قالب صابون مى‌گذاشتند كه خود وسيله ديگرى براى شكنجه بود.

نَفَس فرد بيرون نمى‌آمد و گاهى موجب خفگى مى‌شد. يكى از عزيزان دانشجو و طلبه خراسانى به این طریق به شهادت رسيد.

کتاب  خاطرات دردناک 

ناصر  کاوه 

به نقل از آزاده جانباز میکاییل

 

خدا هيچ تعهدي براي آنکه تو هماني که هستي بماني ، نداده است. /کشکول خاطرات قسمت بیست و یکم
خدا هيچ تعهدي براي آنکه تو هماني که هستي بماني ، نداده است. /کشکول خاطرات قسمت بیست و یکم

 

بیانات امام خامنه ای را هم زمان با مذاکرات در زمان اصلاحات

“جای تاسف است که مدعیان سیاست و فهم ، نمی فهمند که ارتباط و مذاکره با آمریکا هم خیانت است و هم حماقت!”

 

مهمترین هشدار سال

ربط گرانی دیروز و امروز ارز و سکه با توطئه کثیف و حرکتی کاملا هماهنگ با سخنان ترامپ مبنی بر آمادگی مذاکره با ایران بدون پیش شرط نشان از توطته خطرناک و برنامه ریزی شده ایی بین مزدوران داخلی آمریکا با سران کثیف آمریکا و استکبار است!

اصلاح طلبان و اعتدالیون قصد دارند با سیاست تزویر و ریا مسائل و مشکلات اقتصادی که ناکارآمدی و تنبلی روحانی و دولتش و تصاحب پست های کلیدی توسط نفوذی ها بوجود آورده است را تماما به افکار و سخنان و عملکرد ترامپ و دولت آمریکا پیوند بزند

و رهبری معظم انقلاب و مردم را به زعم عقل ناقص خود تحت فشار قرار دهد.

حرکت روى نردبان CIA

“مردم هوشیار باشید”

١. ترامپ؛ توافق هسته اى را با گراى پشت پرده نفوذى هاى سيا در نظام ايران و با علم به عدم خروج ايران از توافقى كه بدون آمريكا معنى ندارد, “پاره مى كند.”

٢. قرار بود اگر آمريكا پاره كند,  ما به آتش بكشيم. اما ايران در برجامى كه پاره شده همچنان باقى ماند!…

٣. اروپا به رغم كُرنش خفت بار دولت ايران در مقابلش,تحريم هاى آمريكا را برخلاف برجام اِعمال مى كند…

٤. ترامپ در روز پاره كردن برجام, هدفش از اين كار را كشاندن ايران تحت فشار تحريم ها به ميز مذاكره بر سر ديگر عناصر قدرتش هم چون بازو هاى منطقه اى،موشكها و… مى خواند

٥. دولت ايران به جاى برخورد قاطع با توطئه اقتصادى آمريكا علاوه بر بقاء در برجام فشار مى آورد تا FATF و پالرمو را نيز بنابر دستور العمل پنهان CIA به تصويب رساند.

٦. دولتى كه تا ديروز منتقدانش را متهم به جنگ طلبى مى كرد

٧. دولت بدون توجه به اين فرياد رهبرى که اتاق جنگ آمريكا پنتاگون نيست,

بلكه وزارت خزانه دارى آمريكاست “

واقتصاد ايران در اثر يك توطئه عجيب و بى سابقه به دست دولت تاكيد مى كنم به دست دولت؛ يك شبه با خاك يكسان مى شود!

۸٫ نارضايتى مردمى از, حد”میگذرد!

۹٫ اما ناگهان, فرشته نجات از راه مى رسد!وزير دفاع آمريكا مساله جنگ با ايران را از اساس تكذيب كرده,

و ترامپ سخن از مذاكره بدون پيش شرط بر سر اقتدار منطقه اى و موشكى و هسته اى ايران به ميان مى آورد!

وعده مهم ترامپ؛ تامين دلار براى ايران و نجات اقتصادى است كه توسط عوامل پنهان خودش باخاك يكسان شده است!

۱۰٫ يك هفته است كه از محسن هاشمى تا bbc فارسى, سخن از نوشيدن جام زهرى دوباره به ميان مى آورند

١١. امادر اين ميان امام خامنه اى مى گويد:” معامله قرن هرگز اتفاق نخواهد افتاد!”

پس منتظر باشيد, در پس اين لجن زار خيانت بار “یكى ديگر از ايام الله در پيش است…

همه بدانند خط قرمز حزبالله “ولی فقیه و انقلاب اسلامی است و نه هیچ کس دیگر.

” انقلابی ها را حتی اسطوره ها نمی توانند فریب دهند

و امت امام خامنه ای ان شاءالله نخواهند گذاشت فرببکاران و نیرنگ بازان خون شهدا را به هدر داده و پای معامله قرن با شیطاناکبر بنشینند.

‍ طنز راهیان نور

یادمہ از اولین دوره هاے راهیان نور ڪہ رفتہ بودم ،وقتے وارد هویزه شدیم قشنگے فضاش ما رو گرفت …

ڪسایے ڪہ رفتن هویزه میدونن چے میگم …

جلوے درش کفشاشو میگیرن و واڪس میزنن

از تونل سر بندها ڪہ عبور میڪنے میرسے بہ یہ حیاط ڪہ دو طرفش شهدا دفنن و چند تا درخت رو مزار بعضے شهدا سایہ انداختہ و دلچسبے فضا رو دو چندان میڪنہ…

  یادمہ وارد شدیم و راوے روایت گرے میڪرد .

یڪے از بچہ ها ڪہ سابقہ دار بود اصرار ڪرد بچہ ها بریم سر قبر “شهید علے حاتمے”…

پرسیدیم چرا بین اینهمہ شهید به اونجا اصرار دارے .

گفت بیاین ڪارتون نباشہ…

 رفتیم سر مزار شهید و مشغول فاتحہ و صحبت و دیدیم چند تا خواهرا هم پشتمون سرپا وایسادن و منتظرن بیان همونجا و چون ما اونجا بودیم خجالت میڪشیدن جلو بیان…

برام جاے تعجب بود خوب بقیہ شهیدا اطرافشون خالین برن برا اونا فاتحہ بخونن

ڪہ این رفیقمون گفت آخہ این شهید مسئول ڪمیتہ ازدواجہ .

هر ڪے با نیت بیاد سر خاڪش سریع ازدواج میڪنہ

(پس بگو چرا خواهرا صف وایساده بودن ) ما هم از قصد هے ڪشش میدادیم و از روے مزار بلند نمیشدیم .

یهو راوے اومد بلند جلومون با صداے بلند وخنده  گفت: آقایون این شهید شوهر میده‌ها …

زن نمیده به ڪسے ..

یهو همه اطرافیان و اون خواهراے  پشت سرے خندیدند و ما هم آروم آروم تو افق محو شدیم …

البتہ راوی بہ شوخے میگفت ؛ خیلے بچه ها با نیت خالص اومدند و ازدواج هم ڪردند

کتاب گلخندهای آسمانی

تالیف ناصر کاوه

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن