خاطرات دفاع مقدس

خطرمنافقان داخلی / شهید لاجوردی یارِ صادق و پولادین انقلاب

⚪️ شهید «سیداسدالله لاجوردی» یکی از چهره‌های اصیل مبارزه با رژیم پهلوی بود که مجاهدت‌ها و مبارزاتش را پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ادامه داد.

او با بینش و بصیرت عمیق دینی‌اش شناختی دقیق از نفاق و التقاط و انحراف داشت و بر همین اساس گروهک مجاهدین خلق (منافقین) و سران قدرت‌طلبش را به خوبی می‌شناخت.

🔘 لاجوردی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حُکم امام خمینی (ره) به عنوان دادستانِ انقلاب تهران منصوب شده بود از یک سو نقشی پُررنگ در هدایت نوجوانان و جوانان فریب خورده از سوی منافقین و برگرداندن بسیاری از آنها به دامان دین و مردم داشت و از سوی دیگر در برخورد قاطع با افراد لجوج و جنایتکار این گروهک تروریست و صیانت از امنیت و آرامش ملت محکم و قاطع بود.

⚫️ لاجوردی نهایتا پس از عمری تلاش و مجاهدت مومنانه و مخلصانه در روز ۱ شهریور ۱۳۷۷ توسط #منافقین در بازار تهران #ترور شد و به شهادت رسید. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از شهید لاجوردی با عناوینی چون «یارِ صادق و پولادین انقلاب» نام برده‌اند.

⭕️ در شرایطی که دشمن و ضدانقلاب کینه‌توز و لجوج با دروغ‌گویی و فضاسازی سعی دارد جای شهید و جلاد را تغییر دهند وظیفه‌ای مضاعف و سنگین در بازشناسی چهره‌ی این مجاهدت فی‌سبیل‌الله و یار و همراه مخلص انقلاب و ملت بر عهده‌ی همگان است…

🌷شهید اسدالله لاجوردی، از سرسخت ترین مبارزان دوران انقلاب است که به اتهامات مختلف، از ترور حسنعلی منصور گرفته تا حمله به هواپیمای العال اسرائیل تا جلسه تفسیر قرآن گرفتن و.. زندان و شکنجه های وحشیانه رژیم طاغوت را گذرانده است.

🔸 او پس از انقلاب، به اصرار شهید بهشتی و ناطق نوری دادستانی پرونده اعضای گروهک فرقان را دست گرفت و سپس با نظر مساعد امام خمینی و پیشنهاد شهید بهشتی دادستان انقلاب تهران شد‌. و با همت و ذکاوتی ستودنی، توطئه‌های گروهک‌های معاند سیاسی، به‌ویژه گروهک فرقان و منافقین را زمانی که به حملات مسلحانه روی آوردند، خنثی کرد و سدی محکم در برابر فعالیت های خرابکارانه آنها شد. چنانکه از نیمه های سال ۱۳۶۰ به بعد در سایه تلاش های او، تشکیلات منافقین در ایران، کاملا مضمحل شده و دیگر قادر به فعالیت های تروریستی نبود…

🔸 اما اقدامات قاطعانه لاجوردی با گروهک های تروریستی مسلح، خصوصا مجاهدین خلق، و سپس تلاش برای افشای باند مهدی هاشمی (در بیت منتظری) به مذاق حامیان این فرقه و بستگان و اطرافیان عناصر منافق، گران آمد. یکی از آنها برادر دامادهای رفسنجانی بود. وحید لاهوتی…

اطرافیان شهید لاجوردی می دانند او زمانی که در شهریور ۱۳۷۷ در مغازه روسری فروشی محقر خود در بازار تهران ترور شد، چند ماهی بود که پرونده شهادت شهدای ۸ شهریور
(شهید رجایی و باهنر) را مجددا آغاز کرده بود…

🔸 شهید لاجوردی، در واقع با یک دشمن نمی جنگید. او بخاطر دفاع از انقلاب، بسیاری از کسانی که خود نام “#منافقین_انقلاب” را بر آنها می نهد، هم به دشمنی با او برخاستند. لاجوردی در وصیت نامه خود به صراحت از خطر این سنخ از منافقین سخن می گوید و خدا را شاهد می گیرد که خطر آنها را به مسئولین گوشزد کرده است:

«خدایا تو شاهدی چندین بار با عناوین مختلف خطر “منافقین انقلاب” را… همانها که هم رجایی و باهنر را می کشند هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس… برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان..

به مسئولین گوشزد کرده ام، گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین، سالوسانه در صف #حزب_اللهیان قرار گرفته، صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند به گونه ای که عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند.»

شهادت لاجوردی، شهادت می دهد که اینکه دختر رفسنجانی، همنشین بهائی ها می شود، هم صدای منافقین خلق می شود، عجیب نیست. او هم از همین قماش است: “منافقین انقلاب”.. فقط سریعتر از بقیه، پرده از چهره سالوس و مزورانه نفاقش کنار زده شده است…

🌷لاجوردی و دادستانی انقلاب

🔸اسدالله لاجوردی پس از خاتمه پرونده فرقان و پیشگیری از ادامه ترورها توسط این گروهک، مسئولیت دادستانی انقلاب تهران را در طول سال‌های ۶۰ تا ۶۳ برعهده گرفت.

لاجوردی با توجه خاص به اهداف منافقان که روی احساسات جوانان سرمایه‌گذاری کرده بودند، مردم را متوجه ایده‌های التقاطی و ضد فطری سازمان منافقین می‌کرد و به دلیل نفوذ کلام و قدرت در بحث، باعث می‌شد که بسیاری از عقاید تروریستی بازگردند.

🔸او معتقد بود که اگر کسی توبه کرد باید از مواهب توبه بهره‌مند شود و اگر کسی به روی نظام اسلحه کشید به سزای خود برسد.

حتی بسیاری از آنها که دستشان به خونی آلوده نبود و توبه نموده بودند در اثر این رفتار او به انقلاب علاقه مند شده و برخی از ایشان پس از آزادی در جبهه ها حضور یافته و به شهادت رسیدند.

گروهک‌ها که با رفتار اسلامی و مقتدرانه او مجال هیچگونه فعالیتی نداشتند، با فشارهای بسیار زیادی که از سوی باند مهدی هاشمی و از طریق آیت الله منتظری وارد ساختند، برای برکناریش می کوشیدند.

🔸یکی از نزدیکان شهید می گوید : فشارها از طرف شورای عالی قضایی وقت آنقدر زیاد بود که آقای لاجوردی باید استعفا بدهد، اما ایشان هرگز زیر بار استعفا نمی‌رفت و البته امام هم به ایشان فرموده بودند که استعفا ندهید و در هر صورت شهید لاجوردی را سال ۱۳۶۳ از کـار برکنار کردند .

اکبر هاشمی رفسنجانی نیز در کتاب خاطرات سال ۶۳ خود به این امر اشاره می کند که امام از برکناری آقای لاجوردی که بدون اطلاع ایشان بوده است، ناراحت گردیدند.

🔸اما امام خمینی در همه حالات از لاجوردی دفاع می کرد به گونه ای که بنیانگذار انقلاب حتی در موضوع دفاع از فرزند خود درباره اتهام هایی که به وی وارد می گردیده است، شهید لاجوردی را سنگ محک راستین بودن دیدگاه‌های مرحوم حاج سید احمد خمینی قرار می دهند و می فرمایند:

در امور سیاسی مدتی تهمت‌ها زده شد که احمد طرفدار منافقین است و من در طول مدت انقلاب مخالفت‌هایی از او می‌دیدم که دیگران بر آن شدت و قاطعیت نبودند و در این آخر که قضیه زندان اوین پیش آمد و شکایاتی از آقای لاجوردی می‌شد و مخالفت‌هایی می‌شد (غیر) از احمد کسی را ندیدم که بیشتر از آقای لاجوردی طرفداری کند و دفاع نماید و وجود او را برای زندان اوین لازم و برکناری او را تقریباً فاجعه می‌دانست.

🔸شهید لاجوردی پرونده اغلب گروهک‌ها را به سامان رساند، اگرچه با موانعی که برخی مقامات وقت در کار او ایجاد کردند نتوانست پرونده برخی را تا انتها دنبال نماید. بنا بر نقل نزدیکانش وی بعد از آنکه برخی از عـنـاصـر پایین سازمان پیکار اعدام شدند اما رهبران سازمان و کادر مرکزی با توصیه شورای عالی قضایی آزاد شده بودند؛

در پای آن حکمی که از طرف شورای عالی قضایی صادر شده بود، نوشت: «خدایا من با دیدن این حکم ، مرگ خود را آرزو می‌کنم که در نظام جمهوری اسلامی زیردستی آن کسی که تابع شخص دیگری است باید اعدام شود اما کـسـی کـه دسـتور صادر کرده از زندان آزاد می‌شود و در خارج از کشور همچنان زندگی کند و مدام اتهام به نظام جمهوری اسلامی نسبت دهد.»

🔸وی پس از آنکه از مقام خود عزل می گردد به شغل آزاد روی آورد و چند ماه بعد پنج بار به جبهه ها اعزام شد وعلی رغم سنش و آثار باقی مانده از شکنجه های زندان کارهای سنگینی مانند ساختن سنگر و خالی کردن جعبه‌ مهمات در خطوط مقدم را نیز به عهده گرفت.

🌷چرالاجوردی 🔸شهادت اسدالله لاجوردی در زمانی که مسئولیتی رسمی بر عهده نداشت و همانند شهروندی عادی و بدون محافظ و با دوچرخه ای در محل کار آزاد خود حاضر می گشت خود پرونده ای است که نیاز به کارشناسی گسترده دارد.

🔸منافقین می توانستند با توجه به ریسک پذیری بالای این نوع اقدامات هدف بهتری را انتخاب کنند که دارای مناصب حکومتی بوده و ترور وی دال بر قدرت بالای عملیاتی گروهک منافقین باشد و اینکه ممکن است ادعا شود منافقین به خاطر کینه ای که از شهید لاجوردی داشتند او را به عنوان هدف انتخاب کردند

اما این ادعا نیز منتفی می باشد به دلیل اینکه شهید لاجوردی مدت زیادی بود که از مسئولیت های خود کناره گرفته و با همان ساده زیستی همیشگی مشغول کسب و کار سنتی خود یعنی پارچه فروشی در بازار بود و منافقین خیلی پیش از آن می توانستند آن شهید بزرگوار را ترور کنند.

🔸اما آنچه که موجب شد تا منافقین شهید لاجوردی را به عنوان هدف و آن مقطع را به عنوان زمان ترور انتخاب کنند تنها یک موضوع بود و آن هم چیزی نبود جز تلاش آن شهید در هفته های آخر عمر خود برای پیگیری مجدد پرونده منافقین انقلاب.

🔸با شهادت لاجوردی دو بعد تازه از وی آشکار می گردد، بعد اول با انتشار وصیتنامه اش که نگرانی او از جریان منحرف سومی در انقلاب که آنها را “منافقین انقلاب “نامیده است، ژرف نگری وی آشکار می گردد، علی الخصوص که وی این وصیتنامه را در زمان حضورش در جبهه های دفاع مقدس در سال ۶۴ نگاشته بود و تا آن روز آن را همچنان به قوت خود باقی می دانست:

🔸”خدایا تو شاهدی چندین بار با عناوین مختلف خطر “منافقین انقلاب” را (همانها که التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را گرفته و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان

دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی وسپس…

برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان (و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند.)

به مسئولین گوشزد کرده ام، گفته ام که “خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق “است چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین، “سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته، صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند به گونه ای که عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند.”منبع: رجا نیوز…

🌷ترور و شهادت

🔸در ماه‌های ابتدایی سال ۷۷ پایمردی و اصرار لاجوردی بر اجرای قانون در سازمان زندان ها سبب می گردد که توسط برخی جریان‌ها تحمل نشود و بر اساس یک پروژه زیرکانه و برخلاف نظر ریاست قوه قضائیه استعفای او به رسانه ها اعلام گردد؛ او در پاسخ به دعوت آیت الله یزدی با توجه به کسالت‌های جسمی حاصل از شکنجه های بسیارزندان از یک سو و عدم تحمل مرام پایمردی وی بر قانون توسط گروهی از جریانها از سوی دیگر، از پذیرش مسئولیت جدید خودداری کرد و بار دیگر به شغل آزاد روی آورد .
🔸در طول سالهای پس از انقلاب منافقین بارها کمر به ترور و قتل اوبستند ولی در هر بار ناکام بودند تا این که در اول شهریور ۱۳۷۷ شهید لاجوردی توسط علی اصغر غضنفرنژاد و علی اکبر اکبری ده بالایی از اعضای گروهک منافقین مورد سوء قصد قرار گرفت و به شهادت رسید.

منبع: رجا نیوز….

🌷لاجوردی درسخنان رهبر معظم انقلاب 🔸

در شب اجرای این ترور، گروهک منافقین، طی بیانیه ای، به صورت رسمی، مسئولیت ترور را پذیرفت. ساعاتی پس از شهادت اسدالله لاجوردی، خبرگزاری جمهوری اسلامی که زیر نظر فریدون وردی نژاد اداره می شد، حاضر نشد عنوان شهید را برای لاجوردی به کار گیرد.
🔸این مسئله حتی در سخنان رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه ظهر روز عاشورای (۲۶ فروردین ) سال ۷۹ نیز انعکاس یافت: من این درد درونى خودم را فراموش نمى‌کنم که در یک‌سال‌ونیم پیش، وقتى که شهید عالى‌مقام و سید عزیز و بزرگوار، شهید لاجوردى به شهادت رسید – کسى که چهره‌ بسیار درخشانى بود و بسیار کسان از مجاهدات او در دوران مبارزات و در دوران اختناق خبر ندارند که این مرد چه کرد و کجاها بود و چگونه زندگى کرد؛ چه زندان‌هایى کشید و چه زحمتهایى متحمل شد. بعد از انقلاب نیز بى‌تظاهرترین کارها را که سخت‌ترین هم بود، بر دوش گرفت و آخر هم شهید شد – یکى از روزنامه‌ها نوشت ترور لاجوردى، ترور نیست! یعنى آنها عنوان ترور را هم عوض کردند.منبع: رجا نیوز

‍ 🔍سوالاتی که همچنان بی جواب است! بمناسبت سالروز شهادت مرد پولادین سالهای مبارزه

۱ شهریور ۱۳۷۷، حوالی بعد از ظهر در بازار تهران صدای چند گلوله ممتد شنیده می شود و ساعتی بعد خبرگزاری ها و تلویزیون خبر از ترور و شهادت سیداسدالله لاجوردی دادستان مشهور تهران در دهه ۶۰ را منتشر می کنند.

لاجوردی از جمله چهره های مهم دستگاه قضایی در دهه ۶۰ به شمار می آمد که پرونده های مهمی همانند انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ، انفجار دفتر نخست وزیری و پیگیری عملیات های ترور مجاهدین خلق و برخورد با آنها را در آن سال ها بر عهده داشت.

لاجوردی که تا سال ۶۴ به کار خود ادامه داده بود پس از فشارهای بسیار سیاسی برخی از اعضای شورای عالی قضایی وقت همانند آیت الله موسوی بجنوردی و سید محمد موسوی خوئینی ها از سمت خود استعفا داده و کنار گذاشته می شود اما همواره موضع و پا فشاری وی تا زمان شهادت بر دو موضوع قابل توجه بود، اول رسیدگی به پرونده انفجار دفتر نخست وزیری که توسط عامل نفوذی مشکوک سازمان مجاهدین با نام مسعود کشمیری رخ داده بود و نقش برخی از اطرافیان شهید رجایی در آن اتفاق قابل تامل بود و دیگری رسیدگی بدون اغماض به پرونده مجاهدینی که بر سر موضع خود قرار داشته و دست آنها به خون ملت آلوده بود.

لاجوردی همواره این مواضع خود را حفظ کرد و حتی در دوران بعد از رحلت امام(ره) و ریاست آیت الله محمد یزدی بر دستگاه قضا که لاجوردی به ریاست سازمان زندان ها نیز رسید این مواضع را علنی بیان می نمود و به همین دلیل ترور وی در شهریور سال ۱۳۷۷ از اهمیت تاریخی قابل توجهی برخوردار است. لاجوردی پس از انتخابات ۲ خرداد

۷۶ مجددا تحت فشارهای سیاسی مجبور به کناره گیری از سمت خود شده بود و در ماه های آخر به کار در بازار تهران مشغول بود که سرانجام نیز به شهادت رسید. وصیت نامه وی که پس از شهادتش منتشر شد نشان دهنده عمق دغدغه ها و نگرانی های وی درباره نفوذ جریان مشکوکی امنیتی دهه ۶۰ بود که در تاسیس اطلاعات دفتر نخست وزیری و وزارت اطلاعات نقش داشتند و پس از رحلت امام و به خصوص بعد از ۲ خرداد سال ۷۶ به قدرت سیاسی نیز دست پیدا کرده بودند. وی در بخشی از وصیت نامه خود می گوید:

” خدایا ! تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف ، خطر منافقین انقلاب را ( همانان که التقاط ، به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همانان که ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان ، دستمال ابریشمی بسیار بزرگ – به بزرگی مجمع الاضداد – به دست گرفته اند ، هم رجایی و باهنر را می کُشند و هم به سوگشان می نشینند ، هم با منافقین خلق ، پیوند تشکیلاتی و سپس … !”

پس از ترور لاجوردی در پائیز سال ۱۳۷۷، پرونده قتل های زنجیره ای به شدت خبرساز شد و پس از آن وزارت اطلاعات و عناصر مهم جناح راست وزارت همانند سعید امامی (اسلامی) متهم گشته و دستگیر می شوند و سعید امامی نیز در سال ۱۳۷۸ به نحو مشکوکی در بیمارستان فوت می کند. فروردین ماه ۱۳۷۸ نیز علی صیاد شیرازی از امرای مشهور ارتش جمهوری اسلامی که در مقابله با منافقین در عملیات مرصاد در سال ۶۷ نقش پررنگی داشت ترور می شود و چند ماه بعد در تیر ماه سال ۱۳۷۸ غائله ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ به راه می افتد. تمامی این وقایع که تنها در ۲ سال اول دولت اصلاحات روی داده بود بعد از گذشت سال ها همچنان این سوال را به ذهن مخاطب متبادر می کند که چرا این وقایع مهم در سال های ابتدایی دولت اصلاحات رخ داد و دلیل حذف نیروهای شاخص انقلابی و امنیتی نظام در آن سالها با حاشیه سازی سیاسی و ترور چه بود؟…

🌷تلنگر

 

باسلام و عرض ارادت خدمت تمام سروان و دوستان گرامی :اگر چه گوشه ائی از زندگی شهید لاجوردی را امروز به رشته تحریر آمد(باتوجه به اینکه یک کتاب را به صورت خلاصه تقدیم کردم)قدری طولانی بود ولی ذکر این نکات برای عزیزان باید قابل توجه باشدکه “چرا شهید لاجوردی ضمن اینکه مورد تائید امام خمینی(ره) بودبه چه دلیل زیر فشار منافقان (مجاهدین خلق) منافقان انقلاب بود؟ چه دستی ویاچه دستانی در کاربوده است که تابه حال منافقان انقلاب دستگیر ومحاکمه نشده اند؟به نظرشما دروضع موجود”منافقان انقلاب “در چه سمت هائی هستند؟آیا موضع گیری خیلی از مسئولین فعلی مملکت شما را یاد آخرین سخنان شهید لاجوردی نمی اندازد؟ و… 🔸”خدایا تو شاهدی چندین بار با عناوین مختلف خطر “منافقین انقلاب” را (همانها که التقاط به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را گرفته و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی وسپس… برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان (و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند.) به مسئولین گوشزد کرده ام، گفته ام که “خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق “است چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین، “سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته، صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند به گونه ای که عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند…


مرد پولادین و دیدبان بصیر انقلاب اسلامی و خار چشم منافقین؛

جانباز شهید حاج سید اسدالله لاجوردی

🌹شهادت: اول شهریور ۱۳۷۷ در بازار تهران.

مرد پولادین
دیده بان انقلاب


پیکر غرق خون جانباز شهید حاج سید اسدالله لاجوردی پس از ترور به دست منافقین ضد خلق در اول شهریور ۱۳۷۷ ، بازار تهران…

مرد پولادین
دیده بان انقلاب

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن