خاطرات دفاع مقدسمعارف و اخلاق

شهدای امام رضائی

🌷بسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن
💥شهید امام رضایی

خیلی امام_رضایی بود. تقریبا همه کسانی که او را می شناختند، این را می دانستند.هر وقت عازم مشهد می شد، چند نفر را هم همراه خود می کرد و گاهی خرج سفرشان را هم می داد.

انقدر زود دلش برای امامش تنگ می شد که هنوز عرق سفرش خشک نشدہ، دوبارہ راهی می شد. می گفت “امام رضا خیلی به من عنایت داشته و کم لطفی است اگر به دیدارش نروم.”

همیشه  باب الجواد را برای ورود انتخاب می کرد.

گاهی ساعت ها می نشست همانجا و چشم می دوخت به گنبد و با حضرت حرف می زد.

می گفت اگر اذن دخول خواندی و چشمت تر شد یعنی آقا قبولت کرده.
مانند خیلی از بزرگان حرم را دور می زد و از پایین پا وارد حرم می شد. مدتی در صحن می نشست و با امام درد و دل می کرد.

سفر کربلا را هم از امام رضا گرفته بود. موقع برگشت روی یکی از سنگ های حرم تاریخ سفر بعدی اش را می نوشت و امام هم هر دفعه ان را امضا می کرد…

 کتاب شهدا و اهل بیت  ناصر کاوه / برشی از زندگی شهید مدافع حرم محمد پورهنگ💓

 

💞شهید غلامعلی رجبی:👇
(شاعر, شعر ماندگار” قربون کبوترای حرمت”)
💥السلام علیک یاعلی ابن موسی الرضا(ع)

💞…آن شب توی همان صحن همیشگی که به امام رضا(ع) توسل میکرد.

با مولا قرار گذاشت چهارده قدم به سمت ضریح بردارد و باهر قدم یک بیت برای آقا امام رضا(ع) بگوید.

قدم برمی‌داشت، اشک‌هایش می‌ریخت و زیر لب زمزمه می‌کرد.قربون کبوترای حرمت🕊
قربون این همه لطف و کرمت🌷…
هنگامی که عاشقان و شیفتگان امام رئوف پا در حرم منورش می‌گذارند، از کودک و جوان و پیر، همگی چشم شان به گنبد طلایی امام رضا (ع) و کبوترهای حرم می‌افتد،

ناخودآگاه بعد از عرض سلام و ادب به ساحت قدسی آن امام همام،این شعر را در زیر لب زمزمه می‌کنند:

قربون کبوترای حرمت🕊
قربون این همه لطف و کرمت🌷
از روزی که با تو آشنا شدم💞
مورد مرحمت خدا شدم🌷
گفته‌ایی هر کی بیاد به پا بوسم💝
تو گرفتاری بدادش می‌رسم🙌
منم امروز به زیارت اومدم🕊
به امیدی در خونه‌ات اومدم❤️
گفته‌ایی هر کی بیاد به دیدنم😊
من میام سه جا بهش سر می‌زنم🌸
توی قبرم رضا جون منتظرم🌷
که بزاری کف پاتو رو سرم🌹
از گناه بال و پرم سوخته شده😭
چشم من به حرمت دوخته شده😔🕊 💓

شاعر این اشعار کسی نیست جز یکی از ذاکران و مداحان اهل بیت(ع) که در پنجم مرداد سال ۱۳۶۷ در عملیات «مرصاد» با ذکر یازهرا(س) ردای شهادت را پوشید و به دیدار معبودش شتافت،🌷شهید”غلامعلی جندقی” معروف به “غلامعلی رجبی”

💞غلامعلي شهرت را در اسمانها مي خواست نه روي زمين وازتظاهر وشهرت طلبي بيزار بود وخواهان شهرتي جاويد وابدي از خداوند متعال وائمه معصومين بود

و همين خلوصش باعث شده در تمامي محافل ومجالس ودر جاي جاي ميهن اسلامي بارها وبارها از وي به نيكي ياد واشعارش در مجالس توسط مادحين خوانده شود.تقريبا هر روز در حرم امام رئوف در همه ايام برای حضرت رضا(ع) اشعارش خوانده شود وزائرين نايب الزياره ايشان باشند.

💞یا علی ابن موسي الرضا(ع)
مالك ملك بي انقضاء
تاج اريكه ارتضاء
سلسله دار حسن القضاء
شمس قلمرو مرتضي
نام علي
مرام علي.
هشتمين امام علي
تا ميگي سلام علي
ياد كن از غلام علي
قربون كبوتراي حرمت.
قربون اينهمه لطف وكرمت
شنيدم سجيتكم الكرم
شما رو رها كنم كجابرم

🔸امام رضا (ع) :

🌤ما بين طلوع سپيده صبح تا طلوع خورشيد، ملائكه الهي
ارزاق انسان ها را سهميه بندي مےنمايند هركس در اين زمان بخوابد
غافل و محروم خواهد شد🌤

📓وسائل الشّيعة،ج۶،ص۴۹۷

 


🔹ماجرای خنده های کارشناسان روسی به شهید تهرانی مقدم و توسل این شهید به امام رضا علیه السلام و ساخت موشک …

نیمه شبها تا سحر ذکر رضا باید گرفت
اینچنین حاجات خود را از خدا باید گرفت
در جوار مرقدش هرگز به کم قانع مشو
چونکه از مشهد برات #کـربلا باید گرفت
دست خالی آمدم امشب به درگاه شما
هرچه میخواهد دل از راه دعا باید گرفت
چشم در راه دعای خیرتان هستم، فقط
یک ضمانت از تو در روز جزا باید گرفت
میشود امشب دل من عازم باب الجـواد
اجر و مزد نوکری را پس کجا باید گرفت؟

 

💓 یا امام رضا (ع):👇

🌷پسرم در وصیت نامه اش نوشته بود: وقتی پیکرم را برای طواف دور ضریح مقدس امام رضا علیه السلام آوردند، همان جا یک زیارت عاشورا برایم بخوانید. وقتی شهید را برای طواف کنار ضریح آوردیم و قصد خواندن زیارت عاشورا داشتیم، خدّام اجازه ندادند!

🌷در حالی که با خدام صحبت می کردیم که اجازه بگیریم، متوجه شدیم از تابوت شهید خون جاری شده. خدام که این صحنه را دیدند، رفتند تا وسايل شستشو را بیاورند تا خون را پاک کنند و دیگر با ما بحث نکردند. ما هم از خدا خواسته فرصت را غنیمت شمردیم و شروع کردیم زیارت عاشورا خواندن.

🌷….خواندیم و تمام شد تا خدام لوازم شستشو و غیره را آوردند، با کمال تعجب هر چه نگاه کردیم؛ اثری از خون ندیدیم. انگار که اصلاً وجود نداشته. آنجا بود که فهمیدم نباید بالای حرف شهید حرف بزنیم….

راوى: مادر شهید کبیری

این تصویر منحصر به فرد از درون ضریح امام رضا علیه السلام تقدیم شما عزیزان

استاد؛ رضا باشد و شاگرد؛ دلِ ما
ولله قَسَم ما همه با هشت قبولیم

باز هم دربدر شب شدم ای نور سلام
باز هم زائرتان نیستم از دور سلام
با زبانی که به ذکرت شده مامور سلام
به سلیمان برسد از طرف مور سلام

کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها
باز از دوریت افتاده به کارم گره ها

ننوشته ست گنهکار نیاید به حرم
پس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم
برسد خواهش این ناله ی ممتد به حرم
زود ما را برسانید به مشهد به حرم

مست از آنیم که از باده به خم آمده ایم
ما سفارش شده ایم، از ره قم آمده ایم

یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباست
پس از این فاصله تا طوس دویدن زیباست
پا برهنه شدن و جامه دریدن زیباست
بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست

پیچش قافله ی ما که به سوی نور است
رگه ای در دل فیروزه ی نیشابور است

چه خبر در حرم ضامن آهو شده است؟
صحن ها بیشتر از پیش چه خوش بو شده است
طرف پنجره فولاد هیاهو شده است
باز یک چشمه از آن لطف و کرم رو شده است

مادری گریه کنان ذکر رضا می گیرد
دست و پای فلجی باز شفا می گیرد

با شفا از تو، چه زیبا شده بیمار شدن
به تو وابسته شدن با تو گرفتار شدن
کار من هست فقط گرمی بازار شدن
گر چه در باور من نیست خریدار شدن…

یوسفم باش، بدون تو کجا برگردم؟
من برایت دو سه تا بیت کلاف آوردم

تو خودت خواسته ای دار و ندارم باشی
کاش لطفی کنی و آخر کارم باشی
مرد سلمانی تو باشم و یارم باشی
لحظه ی مرگ بیایی و کنارم باشی

قول دادی به همه پس به خدا می آیی
هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی

مجید تال

 

🌹شهیدی که زائرامام رضا(ع) شد:

❣️…یوسف پشت لبش تازه سبز شده بود.اما کاری که کرد نشون داد که دلش خیلی وقته که سبزه.یوسف یه دایی داشت.دایی هر چند وقتی به فامیل ها سر می زد.آخه نماینده مجلس بود و بیشتر اوقات دنبال کار مردم بود.

یوسف دایی رو خیلی دوست داشت ولی تا حالا حتی جرأت نکرده بود یک کلمه باهاش حرف بزنه.

اون روز هم دایی اومده بود به فامیل ها سر کشی کنه.دایی رسید به خونه یوسف.

یوسف هیجان زده بود.به سختی آب دهانش رو قورت داد.عرق کرده بود.آروم به دایی گفت دایی سلام.

دایی با تعجب از پیشد ستی یوسف تو سلام، جواب سلامش رو داد.گفت:چیه چرا تو کوچه ایستادی؟

یوسف مطمئن بود.تصمیمش رو گرفته بود. آهسته به دایی گفت دایی یه کاری باهاتون دارم. دایی به رسم شوخی محکم به پشت یوسف زد وگفت بفرما در خدمتیم.

دایی،می خوام برم جبهه. گفتن باید بابام این رضایت نامه رو امضا کنه.ولی هر چی می گم، میگه “نه؛تو بچه ای”.شما بهش بگین من قول می دم مواظب باشم.بزاره برم.نمی دونم دایی برق تو چشمای یوسف رو دیده بود یا نه.

با مهربونی به یوسف گفت دایی جون باشه من با بابات صحبت می کنم.دایی وارد خونه شد.

بعدازنیم ساعت درخونه باز شد. دایی داشت بند کفشهاش رو می بست. پاش رو که بیرون گذاشت یوسف پرید جلو.

چی شد!چی شد!!دایی؟!دایی اما به آرامی گفت: انشاءالله بااولین اعزام توهم می شی یه بسیجی.🌿

فردای اون روز اعزام شد.یک ماه نشد که خبر رسید یوسف بر اثراصابت تیر مستقیم شهید شده و جنازه اش هم تو جبهه مقدم مونده.

یعقوب برادر یوسف به منطقه رفت ومدت ها به دنبال جنازه یوسف گشت ولی پیداش نکرد که نکرد.

انگارآب شده بود رفته بود تو زمین. 🌿تااینکه بعداز سه چهار ماه خبر رسید جنازه یوسف پیدا شده.”یوسف عاشق امام رضا(ع)بود ولی به خاطر وضع زندگی وفقر مالی

 تاروز شهادتش که۱۶ سالش شده بود هنوز نتونسته بود بره زیارت…

 اماعاشقی رسم عجیبی داره.بچه های مشهد جنازه یوسف روا شتباهاًبه جای یکی ازشهدا منتقل کرده بودن مشهد و دور ضریح آقاامام رضا(ع) طواف داده بودن.

“بعد که خانواده مشهدی تحویلش گرفتن دیدن که این شهید اونها نیست.با پیگیری های یعقوب،یوسف به شهر خودش برگشت..
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

💓نعمتی بزرگ برای ایرانیها…👇

آیة اللَّه بهجت فرمود: حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) نعمت بسیار بزرگ و گرانقدری است که در اختیار ایرانی هاست و عظمتش را فقط خدا می داند ، به حدّی که امام جواد(ع) می فرماید: زیارةُ ابی افضل مِن زیارَةِ الحسینِ.

«زیارت پدرم امام رضا از زیارت امام حسین علیه السلام افضل است».🍃بنابراین ایرانی ها باید نعمت حرم حضرت رضا را که زیارت آن برایشان فراهم است مغتنم بشمارند.📚در محضر بهجت، نكته ۵۴۰

🌹امام رضا(ع)فرمود:👇

حتـما امر به معروف و نهى از منكر كنيد وگرنه اشرارتان بر شما مسلّط و حاكم مى شوند،آنـگاه خوبانتـان هم دعـامى كنند، امّا دعـايشان مستجـاب نمى شـود… وسائل الشيعه ج۱۱

 

💥روح الله برای من هدیہ امام رضا (ع) بود

همسری کہ امام هشتم بہ ادم هدیہ بدهد وامام حسین (ع) او رابگیرد وصف نشدنی است… من عروس چنین مردی بودم با بچہ های دانشگاه رفتہ بودیم مشهد انجا برای نخستین بار برای ازدواجم دعا کردم گفتم: یاامام رضا (ع) اگر مردی متدین واهل تقوا به خواستگاری ام بیاید قبول می کنم یک ماه بعداز اینکہ از مشهد برگشتم روح الله امد خواستگاری ام… و شدم عروس امام رضا(ع)…👌

 برشی از زندگی شهید مدافع حرم روح الله قربانی🌷

 

💓امام رضا عليه السلام:👇

اِنَّ رَجُلاً سَاَلَ الْعالِمَ اَنْ يُعَلِّمَهُ ما يَنالُ بِهِ خَيْرَ الدُّنْيا وَ الآْخِرَةِ وَ لايُطَوِّلَ عَلَيْهِ فَقالَ لا تَغْضَبْ؛

شخصى از امام كاظم صلي الله عليه و آله درخواست نمود كه در كلامى كوتاه، چيزى به او بياموزد كه با آن خير دنيا و آخرت را به دست آورد.
حضرت فرمودند: خشمگين مشو.

بحارالأنوار، ج ۷۳، ص ۲۶۵

کشکول(ویژه میلاد امام رضا_۳):👇

🌻امام رضا (ع) فرمودند: خدا در زمین بندگانی دارد که در برآوردن نیازهای مردم می کوشند. اینان همان کسانی اند که درروز قیامت درامانند. و هر که شادی را به قلب مؤمنی وارد کند، خدا در روز قیامت دلش را شاد می گرداند. 📚اصول کافی ج ۲ ص۱۹۷

محسن جان
در شب قدر
در حرم امام رضا(علیه السلام)
موقع قرآن به سر گرفتن
لحظه ای که خدا را
به علی ابن موسی قسم دادی
به خدایت چه گفتی
که این طور خریدارت شد

 

💓شهید حججی به امام رضا(ع) می گوید ای امام رئوف من همه چیزم را از شما دارم ، کار و همسر و جایگاهم را، اگر میشود راه شهادت را هم برایم باز کنید! چطور می شود انسان راه خودش را در این شرایط مادی زندگی، جدا می کند؟ و راه الهی را برمی گزیند!؟ در شرایطی که در سال گذشته نزدیک هشت میلیون نفر از آنتالیا و اندکی کمتر نیز از تایلند بازدید داشتند، اینها چطور راه خودشان را جدا می کنند؟محسن جان در شب قدر در حرم امام رضا (ع)👈 موقع قرآن به سر گرفتن,لحظه ای که خدا را به علی ابن موسی قسم دادی🙏به خدایت چه گفتی👌که این طور خریدارت شد

🌷یامعین‌الضعفا🌷

✨از صبح تا ظهر، هفت شهید کشف شد. رمز حرکت آن روزمان امام رضا(ع)بود، نزدیک به ۱۵۰ پیکر را آورده تحویل ما بدهد. موجی از شادی دربین بچه‌ها حاکم شد. سر قرار رفتیم ✨….اجساد داخل یک کانتینر بود. یکی یکی آنها را از ماشین پیاده کردیم، اما همه اجساد عراقی بود که خودمان کشف کرده و تحویل شان داده بودیم وآنهاهم اجساد را مخفی کرده و به خانواده‌ها نداده بودند…😇
✨….از بین آن همه جسدعراقی، پیکر یک شهید کشف شد. باهفت شهیدکشف شده در صبح، شد هشت شهید… جالب بود، اما از آن جالب‌تر، نوشته پشت لباس آن شهید بود… ✨نوشته شده بود 👈 “یا معین‌الضعفا” 👌

🌷بالای حرف شهید حرف نزنید🌷

✨مادر شهید کبیری می گفت:

پسرم در وصیت نامه اش نوشته بود وقتی پیکرم رو برای طواف دور ضریح مقدس امام رضا(ع) آوردند همان جا یک زیارت عاشوراء برایم بخوانید.

وقتی شهید را برای طواف کنار ضریح آوردیم و قصد خواندن زیارت عاشوراء داشتیم، خدّام اجازه ندادند.

در حالی که با خدام صحبت می کردیم که اجازه بگیریم، متوجه شدیم از تابوت شهید خون جاری شده

خدام که این صحنه را دیدند، رفتند تا وسائل شستشو را بیاورند تا خون را پاک کنند و دیگر با ما بحث نکردند

ما هم از خدا خواسته فرصت را غنیمت شمردیم و شروع کردیم زیارت عاشوراء خواندن

خواندیم و تمام شد تا خدام لوازم شستشو و غیره را آوردند، با کمال تعجب هر چه نگاه کردیم اثری از خون ندیدیم انگار که اصلا وجود نداشته

آنجا بود که فهمیدم که بالای حرف شهید حرف نزنیم…

 

💓امام رضا (ع) :
«مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّه‏ِ كانَ اللّه‏ُ عِنْدَ ظَـنِّهِ بِهِ؛»هر كس به خدا خوش گمان باشد، خداوند مطابقِ گمان او، با وى رفتار مى‏كند.كافى ، ج ۸ ، ص ۳۴۷، ح ۵۴۶

 

این رضا کیست که عالم همه خشنود و رضاست
این رضا کیست که بر درد دل خلق دواست

ای ضعیفی که تو را پشت و پناهی نبود
شو پناهنده به شاهی که م عین الضعفاست

ساکن کوی رضا باش که این ابر کرم
سایه ی رحمت او بر سر سلطان و گداست

دامن ضامن آهو مده از دست که او
دوست را ضامن و فریاد رس روز جزاست

در دبستان رضا درس فضیلت آموز
که دبستان رضا مکتب تسلیم و رضاست

سخن سوختگان سوزی و حالی دارد
لیک سوزنده تر از هز سخنی شعر رساست

💓امام‌ رضا(ع): به دیدن یکدیگر بروید…
تا همدیگر را دوست داشته باشید
و دست یکدیگر را بفشارید…
و به هم خشم نگیرید!
[بحارالانوار، جلد۷۸، صفحه۳۴۷]

 

💓امام‌ رضا(ع): به دیدن یکدیگر بروید…تا همدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید… و به هم خشم نگیرید!
[بحارالانوار، جلد۷۸، صفحه۳۴۷]

 

 

 

السلام علیک
یاحضرت سلطان عشق
يا علي موسي الرضا اي جان عشق
السلام علیک
ای بهر عاشق سرنوشت
السلام اي تربتت باغ بهشت
حریمت قبله ی جانم
بودحب توایمانم
توراهر لحظه می خوانم
رضاجانم،رضاجانم
منم مست ولای تو
گدایم من گدای تو
نهادم سر به پای تو
رضاجانم،رضاجانم

گفتگوی کبوتر 🕊
بقیع با کبوتر امام رضا:🕊

آی کبوتر که نشستی روی
گنبد طلا هر کجا پر میزنی تو🕊
حرم امام رضا من کبوتر بقیعم
با تو خیلی فرق دارم جای گنبد
سرم به روی خاکا میزارم اونجا🕊
هر کی میپره طائر افلاکی میشه
اینجا هر کی میپره بال و پرش
خاکی میشه اونجا خادما با زائرا🕊
مهربونن اینجا زائرا رو از کنار
قبرا میرونن تو که هر شب میسوزه
صدتا چراغ دور و برت به امام رضا
بگو تویی غریب یا مادرت …؟؟؟ 🕊

ولادت امام رضا
علیه السلام برشما مبارک🙏

🌹شهید عبدالحسین برونسی🌹

💠رفتن به جبهه💠

شهيد برونسي مي گفت: اولين دفعه كه مي خواستم به جبهه بروم براي خداحافظي به خانه آمدم و ديدم كه خانمم حالت غش به او دست داده و خيلي وضع ناجوري داشت. مي گفت: بالاي سرش ايستادم تا بالاخره به هوش آمد. مادر زنمان هم بود. مانده بوديم كه چه طوري با اين وضعيت روحي و جسمي كه دارد جريان رفتن جبهه را به او بگويم. از طرفي مجبور بودم. چون وقت داشت تند تند مي گذشت و بايد خودم سريع به كارهايم مي رساندم. بالاخره جريان را به خانمم گفتم: تا خانمم جريان را شنيد هم خودش و هم مادر خانم من گفت: ما را با وضعيت به كي مي سپاري؟ در اين موقعيت و شرايط اگر ما الان بيفتيم چه كسي ما را به دكتر مي برد. گفتم كه: به خدامي سپارم و حضرت زهرا هم نگهدارتان هست. قبل از اينكه از خانه برود همان حالت مجدد به خانم ايشان دست مي دهد و خلاصه مجبور است كه اين خانم و خانواده را به همين وضعيت با چند بچه رها كند و خودش را به كاروان برساند. مي گفت: بعد از مدتي كه در جبهه بودم با خانواده ام تماس گرفتم و ديدم كه خانواده خيلي خوشحال است. تعجب كردم پرسيدم جريان چيست؟ خانمم جريان را اينگونه تعريف مي كردند، مي گفتند: بعد از اين كه تو رفتي در همان حالي كه من بي هوش بودم، يك كبوتر سفيدي وارد خانه شد و چند دور كنار خانه زد و كنار من نشست.من حركت كردم و به هوش آمدم، ديدم كه اين كبوتر است و نهايتاً پرواز كرد و رفت روي ديوار حياط روبروي همان در اتاق نشست. بعد از مدتي دور حياط چرخي زد و نهايتاً داخل اتاق آمد و دوري زد و پرواز كرد و رفت و گفت: از آن لحظه به بعد تا همين الاني كه چند سال مي گذرد و من در جبهه ها هستم خوشبختانه اين مريضي سراغ خانمم نيامده است.
منبع:(آوینی)

🥀همسر شهید🥀

قنداقه‌اش را گرفت و بلندش کرد. یکهو زد زیر گریه! مثل باران از ابر بهاری اشک می‌ریخت.
گریهٔ او برایم غیر طبیعی بود. کمی آرامتر که شد، گفتم: خانمِ قابله می‌خواست که اسمش رو #فاطمه بگذاریم.
با صدای غم آلودی گفت: منم همین کارو می‌خواستم بکنم، نیّت کرده بودم که اگه دختر باشه، اسمش رو #فاطمه بگذارم.
گفتم: راستی #عبدالحسین، ما چای و میوه، هر چی که آوردیم، هیچی نخوردن.
گفت: اونا چیزی نمی‌خواستن.
🇮🇷
بعد از آن شب هر وقت بچه‌ها را بغل می‌کرد، دور از چشم ماها گریه می‌کرد.
هر وقت ازش می‌پرسیدم جوابم رو نمی‌داد. یک روز که از جبهه برگشته بود، سرّش را فاش کرد البته نه کامل و آن طوری که من می‌خواستم.
🇮🇷
گفت: اون روز غروب که من رفتم دنبال قابله، یادت که هست؟ گفتم: آره، که ما رفتیم خونه خودمون.
سرش را رو به پایین تکان داد. پی حرفش را گرفت. گفت: همین طور که داشتم می‌رفتم، یکی از دوستهای طلبه رو دیدم. اون وقت، تو جریان پخش اعلامیه، یک کار ضروری پیش اومد که لازم بود من حتماً باشم؛ یعنی دیگه نمی‌شد کاریش کرد.
توکل کردم به خدا و باهاش رفتم … جریان اون شب مفصله. همین قدر بگم که ساعت دو، دو و نیم شب یکهو یاد قابله افتادم.
با خودم گفتم: ای داد بیداد! من قرار بود قابله ببرم! می‌دونستم که دیگه کار از کار گذشته و شما خودتون هر کار بوده کردین. زود خودم رو رسوندم خونه. وقتی مادر شما گفت قابله رو می‌فرستی و میری دنبال کارت؛ شستم خبردار شد که باید سرّی توی کار باشه، ولی به روی خودم نیاوردم.
🇮🇷
#عبدالحسین ساکت شد. چشمهاش خیس اشک بود. آهی کشید و ادامه داد: می‌دونی که اون شب هیچ کسی از جریان ما خبر نداشت، فقط من می‌دونستم باید برم دنبال قابله که نرفتم. یعنی اون شب من هیچ کی رو برای شما نفرستادم، اون خانم هر کی بود، خودش اومده بود خونهٔ ما.

منبع:

خاکهای نرم کوشک‌، با اقتباس.

تلاش کنید تا مشمول صلوات و رحمت خدا قرار بگیرید، اگر شما مشمول رحمت خدا قرار بگیرید به هیچ بن‌بست و گمراهی برنخواهید خورد.

شهیدسردار عبدالحسین ‌برونسی🥀

یاد شهدا با صلوات🌷

💓ادواردوآنیلی وحریم امام رضا(ع)

🌺…ادواردوآنیلی فرزند صاحب کارخانجات اتومبیل سازی لامبورگی، فراری، لانچا، فیات، آلفارومئوو…که از مادر یهودی واز پدر مسیحی بود به تشیع گروید.در اولین سفر خود به مشهد مطلبی را بیان کرد که ذکر آن خالی از لطف نیست.اورا بردند به شهر بازی مشهد تا شهربازی را که توسط بنیاد شهید ساخته شده بودرا به او نشان دهند.🌺… اوآنجا گفت:یک شهراروپایی معروف بود به شهرمذهبی.لائیک ها که از شهرت مذهبی آن شهر ناراحت بودند، آنقدر مراکز تفریحی ایجاد کردند که آن مرکز مذهبی را تحت الشعاع مراکز تفریحی قرار داد و دیگر آن شهر را به عنوان آن مرکز مذهبی نمی شناختند بلکه به واسطه مراکز تفریحی اش یادمی کردند.🌺…او تأکید کرد مراقب باشید که همیشه مشهد را به حرم امام رضا(ع).بشناسند و نه به مراکز تفریحی…او که یهودی زاده بود و به تشیع گرویده بود برای مشهد و حرم امام رضا(ع)حریم قائل بود.اماخیلی از دوستان خودی…ادواردو به دست صهیونیست هابه شهادت رسید….

به پاس حماسه‌آفرینی مازندران در عملیات والفجر۸، افتخار نصب پرچم متبرک حرم مطهر امام رضا(ع) بر گلدسته‌های مسجد فاو از سوی فرماندهی سپاه پاسداران به فرمانده وقت لشکر ویژه ۲۵ کربلا واگذار شد.

✅ خاطره‌ای بسیار خواندنی از واکنش امام خامنه‌ای به ترک خادمی حضرت امام رضا(علیه‌السلام)

🔹سال ۱۳٨٢ بازنشسته شده بود و قصد داشت بقيه‌ی عمر خود را صرف خدمت در حرم امام رضا(ع )كند. به مشهد رفت و خادم حرم شد. نوروز سال ۱۳٨٤ امام خامنه‌ای طبق سنّت هر سال روز اول عيد را به مشهد رفته بودند. در صحن امام خمينی(ره) به طور اتفاقی با امير صالحی روبه‌رو می‌شوند. حضرت آقا می‌پرسند: صالحی چه خبر؟ امير صالحی كه لباس مخصوص خدام را بر تن داشت عرض می‌کند: آقا بازنشسته شدم و #خادم_امام_رضا (ع) شده‌ام. امام خامنه‌ای می‌فرمايد: آفرين، بعد از تعطيلات بيا پيش من كارِت دارم.

🔹امير صالحی روز ۵ فروردين كه تعطيلات تمام می‌شود می‌رود بيت رهبری و با حضرت آقا ملاقات می‌كند.
امام خامنه‌ای می‌فرمايد: سرلشكر سليمی از من خواسته تا يكی ديگر را جايگزين او كنم من هم قصد دارم تو را تعيين كنم. آقای صالحی تعجب كرده می‌گويد: آقا من عهد كرده‌ام دوران بازنشستگی را در خدمت امام رضا(ع) باشم! حضرت آقا می‌فرمايد: #ارتش جمهوری اسلامی هم متعلق به امام رضا(ع )است. اصلا كل كشور مال ايشان است همه‌ی ما خادم #ثامن‌الائمه (ع) هستيم. طبق قانون فرماندهی كل قوا تو را به خدمت فرا می‌خواند!

☑️ امام خامنه‌ای، امير صالحی را يک درجه ارتقاء می‌دهند و حكم فرماندهی ارتش را به امیر #سرلشكر_صالحی می‌سپارند! ايشان هم اكنون هم خادم حرم رضوی هستند و دعای كميل را هر از چندگاهی در حرم می‌خواند….

🌺 ثواب گریه بر امام حسین(ع) 🌺

-امام رضا(ع) فرمودند:
🌻هر مؤمنی که به خاطر شهادت امام حسین(ع) گریه کند تا اشکش بر گونه‌هایش جاری گردد، خداوند منان غرفه‌ای در بهشت به او دهد که مدت‌ها در آن ساکن گردد.
🌷و هر مؤمنی به خاطر آزاری که از دشمنان ما در دنیا به ما رسیده گریه کند تا اشکش بر گونه‌هایش جاری شود، خداوند متعال در بهشت به او جایگاه شایسته‌ای دهد.
🌸و هر مؤمنی در راه ما اذیت و ازاری به او رسد پس بگرید تا اشکش بر گونه‌‌هایش جاری گردد، خداوند متعال آزار و ناراحتی را از او بگرداند و در روز قیامت از غضب و آتش دوزخ در امانش قرار دهد.

📚کامل الزیارات/ترجمه ذهنی تهرانی/صفحه ۳۲۲

 

🌸باید غبار صحن تو را توتیا کنند
«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»

🌸هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائکند رضا یا رضا کنند

🌸«هر گز نمیرد آنکه دلش» جَلد مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند

🌸هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرب و بلا مبتلا کنند

🌸از آن حریم قدسی‌ات آقای مهربان!
«آیا شود که گوشهٔ چشمی به ما کنند»

💫میلاد شمش‌الشموس، سلطان خراسان، علی ابن موسی الرضا (ع) مبارک باد💫

 

🌸اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا
💞الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِيِّ النَّقِيِ‏
🌸و حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ
💞و مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّيقِ الشَّهِيدِ
🌸صلاَةً كَثِيرَةً تَامَّةً زَاكِيَةً مُتَوَاصِلَةً
💞متَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا
🌸صلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ‏

 

آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده

ای حرمت ملجأ درماندگان
دور مران از در و راهم بده…

لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده…

تا که ز عشق تو گدازم چو شمع
گرمی جان‌سوز به آهم بده

لشکر شیطان به کمین من است
بی‌کسم ای شاه پناهم بده

از صف مژگان نگهی کن به من
با نظری یار و سپاهم بده

در شب اول که به قبرم نهند
نور بدان شام سیاهم بده

ای که عطابخش همه عالمی
جمله‌ی حاجات مرا هم بده

آن چه صلاح است برای «حسان»
از تو اگر هم که نخواهم بده

 

❇️ آنگاه که او بیاید…

🌤  امام رضا (علیه‌السلام) فرمودند: «آنگاه که او (حضرت مهدی عج) ظاهر شود، زمین به  نور پروردگار روشن می‌شود و ترازوی  عدالت را درمیان مردم قرار می‌دهند (عدل و داد فراگیر و همگانی می‌شود) و هیچ‌کس به دیگری ستم نمی‌کند.»

📚 كمال الدين و تمام النعمة، ج‏۲، ص۳۷۱
روایت  امام زمان

امام رضا علیه السلام:
هر که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، از خداوند سپاسگزاری نکرده است
میزان الحکمه، جلد ۱۳، صفحه ۴۹۱

 

👁شدم دخیل نگاهت بیا عنایت کن
منم مریض تو آقا مرا طبابت کن

🕌دعای من به ضریح شما گره خورده
توسلی به شما کرده‌ام،اجابت کن

🔵حدود چند سالی رضا رضا کردم
تویی که تیرِ خلاصی!به من اصابت کن

♥️دلم دوباره هوای زیارتت کرده
بیا مرا بطلب،غرق در سعادت کن

🎁ابالرئوفِ خراسان،کریمِ ایرانی
بیا به جان جوادت کمی کرامت کن

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن