خاطرات دفاع مقدسمعارف و اخلاق

حسین خرازی /امروز ۸ اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است

ماه عسل 

وقتی امام عقدشان را خواند .

مقداری پول به آنها داد تا بروند مشهد ماه عسل. پول را داده بود به حاج احمد آقا و گفته بود جنگ تموم بشه ، زیارت هم میریم. با خانمش دوتایی رفتند اهواز.

قبل از شهادتش جانباز شده بود و یک دستش زودتر از خودش وارد بهشت شد.

خمپاره خورد کنارشان همه سالم بودند غیر از حسین خرازی. او به تنهائی وارد بهشت شد….

حسین خرازی /امروز 8 اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است
حسین خرازی /امروز ۸ اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است

مجروحیت حسین خرازی فرمانده جانباز لشگر ۱۴ امام حسین(ع):

دائیش تلفن کرد گفت : حسین تیکه پاره رو تخت بیمارستان افتاده، شما همین طور نشستین؟

گفتم : نه خودش تلفن کرد. گفت دستش یه خراش کوچکی برداشته است. پانسمان می کنه میاد.

گفت: شما نمی خواد بیاین. خیلی هم سرحال بود!

گفت: چی رو پانسمان می کنه؟دستش قطع شده؟

همان شب رفتیم یزد، بیمارستان. به دستش نگاه می کردم. گفتم:”خراش کوچیک”.

خندید.گفت: دستش قطع شده سرم که قطع نشده…

حسین خرازی /امروز 8 اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است
حسین خرازی /امروز ۸ اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است

(چهارده هزار وپانصد نفر)

شهید صیاد شیرازی در کتاب ناگفته های جنگ در فصل بیست و دوم ،آزاد سازی خرمشهر را آینگونه شرح میدهد :

🌟 وقتی به شهید حسین خرازی با هفتصد نفر نیرو مجوز حمله به خرمشهر را صادر می کنند، می گویند …

حالت خاصی بر دنیای ما حاکم شده بود زیاد خودمان را پایبند مقررات و فرمولهای جنگ نمی کردیم که اینکار بشود یا نشود(در قانون جنگ حمله کننده باید سه برابر مدافع باشد)

ظرف یک ساعت تمامی عراقی های مسقر در شهر اسیر میشوند…

😄(چهارده هزار وپانصد نفر)… شهید صیاد در ادامه می‌نویسند:

ساعت پنج صبح نیروها به اروند رسیدند و ساعت هفت صبح شهید خرازی پرسید که من بزنم؟

و هشت صبح بود که “چهارده هزار وپانصد هزار اسیر” داشتیم

💫 جهت اطلاع خواننده محترم عرض میکنم که یگانهای دشمن مستقر در خرمشهر در این زمان لشگر یازده پیاده در سطح شهر لشگر سه زرهی اطراف شهر تیپ ۲۳ پیاده از لشگر هشت احتیاط لشگر یازده و لشگر ده زرهی احتیاط لشگر سه میباشد…

 

💥روضه حضرت زهرا(س):

🌟 خط مقدم کارها گره خورده بود خیلی از بچه ها پرپر شده بودند خیلی مجروح شده بودند …

حاج حسین خرازی بی قرار بود اما به رو نمی آورد. خیلی‌ها داشتند باور می‌کردند اینجا آخرشه یه وضعی شده بود عجیب تو این گیر و دار حاجی اومد بی سیم چی را صدا زد.

حاجی گفت: هر جور شده با بی سیم، تورجی‌ زاده را پیدا کن…

شهید تورجی‌زاده فرمانده گردان یا زهرا سلام الله علیها بودند و مداح با اخلاص و از عاشقان حضرت زهرا(س) بود.

خلاصه تورجی را پیدا کردند…

حاجی بی سیم را گرفت با حالت بغض و گریه از پشت بی سیم گفت: تورجی چند خط روضه حضرت زهرا(س) برام بخون….

تورجی فقط یک بیت زمزمه کرد که دیدم حاجی از هوش رفت…

صدا را روی تمام بی سیم‌ها انداخته بودند.

خدا میدونه نفهمیدیم چی شد وقتی به خودمون اومدیم دیدیم بچه ها دارند تکبیر میگند.

خط را گرفته بودند. عراقی‌ها را تارو مار کردند. تورجی خونده بود:

” در بین آن دیوار و در
زهــرا صدا می زد پدر
دنبال حیـدر می دوید
از پهلویش خون می چکید
زهرای من، زهرای من…”

حسین خرازی /امروز 8 اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است
حسین خرازی /امروز ۸ اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است

🌹روز۸ اسفند ، سالگرد شهید “حسین خرازی فرمانده محبوب لشگر۱۴ امام حسین (ع) “است. او که بود و چگونه به شهادت رسید؟

💥…دشمن كه هر روز در فكر ایجاد توطئه‌ای علیه انقلاب اسلامی بود، غائله كردستان را آفرید و شهید حاج حسین خرازی در اوج درگیریها، زمانی كه به كردستان رفت، بعد از رشادتهایی كه در زمینه آزاد كردن شهر سنندج (همراه با شهید علی رضاییان فرمانده قرارگاه تاكتیكی حمزه) از خود نشان داد،

در سمت فرماندهی گردان ضربت كه قوی ترین گردان آن زمان محسوب می‌شد، وارد عمل گردید و در آزادسازی شهرهای دیگر كردستان از قبیل دیواندره، سقز، بانه، مریوان و سردشت نقش مؤثری را ایفا نمود و با تدابیر نظامی، بیشترین ضربات را به ضدانقلاب وارد آورد….

💥 شهید خرازی با شروع جنگ تحمیلی بنا به تقاضای همرزمان خود، پس از یك‌سال خدمت صادقانه در كردستان راهی خطه جنوب شد و به سمت فرمانده اولین خط دفاعی كه مقابل عراقیها در جاده آبادان-اهواز در منطقه دار خوین تشكیل شده بود (و بعداً در میان رزمندگان اسلام، به «خط شیر» معروف شد) منصوب گشت….

خطی كه نه ماه در برابر مزدوران عراقی دفاع جانانه‌ای را انجام داد و دلاورانی قدرتمند را تربیت كرد.

این در حالی بود كه رزمندگان از نظر تجهیزات جنگی و امكانات تداركاتی شدیداً در مضیقه بودند، اما اخلاص و روح ایمان بچه‌های رزمنده، نه تنها باعث غلبه سختیها و مشكلات بر آنها نشد بلكه هر لحظه آماده شركت در عملیات و بودند….

💥 در عملیات شكست حصر آبادان، فرماندهی جبهه دارخوین را به عهده داشت و دو پل حفار و مارد را كه عراقی ها با نصب آن دو پل بر روی رود كارون، آبادان را محاصره كرده بودند، به تصرف درآورد…

💥 شهید خرازی در آزاد سازی بستان بهترین مانور عملیاتی را با دور زدن دشمن از چزابه و تپه های رملی و محاصره كردن آنها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عملیات پیروزمندانه طریق القدس بود كه تیپ امام حسین (ع) رسمیت یافت….

💥 در عملیات فتح المبین دشمن را در جاده عین خوش با همان تدبیر فرماندهی اش حدود ۱۵ كیلومتر دور زد و یگان او در عملیات بیت المقدس جزو اولین لشكرهایی بود كه از رود كارون عبور كرد و به جاده اهواز- خرمشهر رسید و در آزاد سازی خرمشهر نیز سهم بسزایی داشت. از آن پس در عملیات مختلف همچون رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر ۴ و خیبر در سمت فرماندهی لشكر امام حسین(ع)، به همراه رزمندگان دلاور آن لشكر، رشادتهای بسیاری از خود نشان داد…

💥 در عملیات خیبر كه توام با صدمات و مشقات زیادی بود دشمن، منطقه را با انواع و اقسام جنگ‌افزارها و بمبهای شیمیایی مورد حمله قرار داده بود، اما شهید خرازی هرگز حاضر به عقب‌نشینی و ترك موضع خود نشد،

تا اینكه در این عملیات یك دست او در اثر اصابت تركش قطع گردید و پیكر زخم خورده او به عقب فرستاده شد. از بیمارستان یزد همانجایی كه بستری بود به منزل تلفن كرد و به پدرش گفت: من مجروح شده‌ام و دستم خراش جزئی برداشته، لازم نیست زحمت بكشید و به یزد بیایید، چون مسئله چندان مهمی نیست همین روزها كه مرخص شدم خودم به دیدارتان می‌آیم….

💥 در عملیات والفجر ۸ لشكر امام حسین(ع) تحت فرماندهی او به عنوان یكی از بهترین یگان‌های عمل كننده، لشكر گارد بعثی عراق را به تسلیم واداشت و پیروزی‌های چشمگیری را در منطقه فاو و كارخانه نمك كه جزو پیچیده‌ ترین مناطق جنگی بود، به دست آورد…

💥در عملیات كربلای ۵ در جلسه‌ای با حضور فرماندهان گردانهاو یگانها از آنان بیعت گرفت كه تا پای جان ایستادگی كنند و گفت:

هركس عاشق شهادت نیست از همین حالا در عملیات شركت نكند، زیرا كه این یكی از آن عملیات های عاشقانه است و از حساب‌های عادی خارج است. لشكر او در این عملیات توانست با عبور از خاكریزهای هلالی كه در پشت نهر جاسم از كنار اروندرود تا جنوب كانال ماهی ادامه داشت شكست سختی به عراقیها وارد آورد….

عبور از این نهر بدان جهت برای رزمند گان مهم بود كه علاوه بر تثبیت مواضع فتح شده، عامل سقوط یكی از دژهای شرق بصره بود كه در كنار هم قرار داشتند.

حسین خرازی /امروز 8 اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است
حسین خرازی /امروز ۸ اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است

تلنگر

حاج حسین رفته بود شناسایی، بعد از شناسایی نقشه عملیات را پهن کرد، نقطه ای را نشان داد و گفت:
اگر من  شهید شدم اینجا از روی چند  خوشه گندم🌾 رد شدم به صاحبش بگویید راضی باشد.☺️

حسین خرازی /امروز 8 اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است
حسین خرازی /امروز ۸ اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است

اگر کسی او را نمی شناخت؛
هرگز باور نمی کرد که با فرمانده ی لشور مقدس امامحسین (ع) روبروست.

نماز جماعت ظهر تمام شد. جعبه شیرینی را برداشت. چون وقت تنگ بود؛ سریع خودش به هر نفر یکی می داد و می رفت سراغ بعدی.
« رسید به حاج  حسین خرازی
چون فرمانده بود کمرش را بیشتر خم کرد و جعبه را پایین آورد.
ّرنگ حاجی عوض شد. با اخم زد زیر جعبه و گفت: “خودت مثل بقیه یکی بده “

 به نقل از آقای مرتضوی

#رضایی بزنم یا میزنی؟؟؟

🌷جلسه فرماندهی در یکی از مقرها تشکیل می‌ شد؛ دستور رسید، هیچ کس بدون کارت شناسایی وارد نشود. من به اتفاق یکی از بچه ‌هایی که بچه یزد بود نگهبانی دم در را به عهده گرفتیم. کنترل کارت ها به عهده من بود.

فرماندهان یکی یکی با نشان دادن کارت شناسایی وارد محوطه می شدند و از آنجا به محلی که جلسه برگزار می شد، می رفتند.

🌷….نگاهم به در بود. یک ماشین جیپ جلوی در نگهبانی توقف کرد.

قصد ورود به محوطه را داشت. جلو رفتم و گفتم: لطفاً کارت شناسایی.

گفت: ندارم. گفتم: ندارید؟ گفت: نه ندارم. گفتم: پس با عرض معذرت اجازه ورود به جلسه رو هم ندارین!!

دستش را روی شانه راننده زد و گفت: حرکت کن. جلویش ایستادم و گفتم: کجا؟ گفت: تو محوطه.

گفتم: نمی شه!! گفت: بهت می گم برو كنار. گفتم: نه آقا نمی شه. گفت: چی چی رو نمی شه، دیرم شد.

🌷….محکم و استوار جلویش ایستادم و به دوستم گفتم: آماده باش هر وقت گفتم، شلیک کن.

دوستم اسلحه رابه طرف ماشین گرفت و با لهجه زیبای یزدی دو سه بار گفت: رضایی بزنم یا مزنی؟

رضایی بزنم یا مزنی؟ وقتی راننده جدیت مان را دید گفت: حاجی، این آقای بسیجی، شوخی سرش نمی شه!

🌷….دست برد.

داخل جیبش و کارتش را بیرون آورد و گفت: بفرمایید این هم کارت شناسایی!

مشخصات کارت را با دقت خواندم؛ نوشته بود: “حاج حسین خرازی” گفتم: ب ب ببخشید آقا من فقط به وظیفه ام عمل کردم.

حاجی خندید و گفت: آفرین بر شما رزمندگان، وظیفه شناس. بعد از آن هر وقت مرا می دید. می خندید و مى گفت: رضایی بزنم یا مزنی؟

 

 يكى از مدعيان بى ادعا….

🌷اون شب به سنگر ما آمده بود تا شب را در سنگر بگذراند. ولی ما او را نمی شناختیم. هنگام خواب گفتیم: پتو نداریم برادر!! گفت: ایرادی نداره. یڪ برزنت زیر خود انداخت و خوابید.

🌷….صبح وقت نماز، فرمانده گردانمان آمد و گفت: برادر خرازی شما جلو بایستید. و ما تازه فهمیدیم؛ ڪه او فرمانده لشگر حاج حسین خرازی بود….

🌹خاطره اى به ياد سردار شهيد حاج حسين خرازى، فرمانده لشكر امام حسين (ع)

حسین خرازی /امروز 8 اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است
حسین خرازی /امروز ۸ اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است

خدایا، از مال دنیا، چیزی جز بدهکاری و گناه ندارم، خدایا، تو خود توبه ی مرا قبول کن و از فیض عظمای شهادت، نصیب و بهره مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم.

 

همه بچه هاى لشگر

❣️گرماى هوا همه رو از پا انداخته بود.بيمارستان پر شده بود از آدمای گرما زده.

حاج حسین هم گرما زده شده بود و بستری اش کردیم.دكتر بهش سرم وصل کرد و گفت:

بهش برسيد. خيلى ضعيف شده.براش کمپوت گیلاس آوردم اما هر کاری کردم نخورد گفتم:

آخه چرا نمی خوری؟گفت: همه ی اینایی که اینجا بستری شدند مثل من گرما زده شدند.

من چه فرقی باهاشون دارم که باید کمپوت گیلاس بخورم؟!گفتم: حسين آقا!به خدا به همه گيلاس داديم.

اين چند تا دونه مونده فقط …

گفت: بچه های لشکر چی؟! هروقت همه بچه هاى لشگر گيلاس داشتند بخورند، من هم مى خورم…

 

 

زنده,زنده سوخت…
اما آخ نگفت….
…حسین خرازی نشست ترک موتورم.
بین راه، به یک نفربر پی ام پی، برخوردیم که در آتش می سوخت.
فهمیدیم یک بسیجی داخل نفربر گرفتار شده و دارد زنده زنده می سوزد!
من و حسین آقا هم برای نجات آن بنده ی خدا با بقیه همراه شدیم.
گونی سنگرها را برمی داشتیم و از همان دو سه متری، می پاشیدیم روی آتش!
جالب این بود که آن عزیزِ گرفتار شده، با این که داشت می سوخت، اصلا “ضجه و ناله” نمی زد!
و همین پدر همه ی ما را درآورده بود!
بلند بلند فریاد می زد:
…خدایا!
الان پاهام داره می سوزه!
می خوام اون ور ثابت قدمم کنی!
…خدایا!
الان سینه ام داره می سوزه!
این سوزش به سوزش سینه ی حضرت زهرا نمی رسه!
…خدایا!
الان دست هام سوخت!
می خوام تو اون دنیا دست هام رو طرف تو دراز کنم!
نمی خوام دست هام گناه کار باشه!
…خدایا!
صورتم داره می سوزه!
این سوزش برایامام زمانه!…
برای ولایته!
اولین بارحضرت زهرا این طوری برای ولایت سوخت!
آتش که به سرش رسید، گفت:
خدایا! دیگه طاقت ندارم،
دیگه نمی تونم،
دارم تموم می کنم.
لااله الا الله،
…خدایا!
خودت شاهد باش!
خودت شهادت بده آخ نگفتم!
یک لحظه که جمجمه اش ترکید، من دوست داشتم خاک گونی ها را روی سرم بریزم!
بقیه هم اوضاع شان به هم ریخت.
حال حسین آقا از همه بدتر بود.
دو زانویش را بغل کرده بود و های های گریه می کرد و می گفت:
…خدایا!
ما جواب اینا را چه جوری بدیم؟
ما فرمانده ایناییم؟
اینا کجا و ما کجا؟
اون دنیا خدا ما رو نگه نمی داره بگه جواب اینا رو چی می دی؟
زیر بغلش را گرفتم و بلند کردم و هر طوری بود راه افتادیم.
تمام مسیر را، پشت موتور، سرش را گذاشت روی شانه ی من و” آن قدر گریه کرد که پیراهن و حتی زیر پوشم خیسِ اشک شد.” #کتاب-خاطرات-دردناک#ناصر-کاوه
-منبع سایت لشگر۱۴امام حسین(ع)

 

نحوه شهادت شهید خرازی

او با آنكه یك دست بیشتر نداشت ولی با جنب و جوش و تلاش فوق‌العاده‌اش هیچ‌گاه احساس كمبود نمی‌كرد و برای تأمین و تدارك نیروهای رزمنده در خط مقدم جبهه، تلاش فراوانی می‌نمود. در بسیاری از عملیاتها حاج حسین مجروح شد.

اما برای جلوگیری از تضعیف روحیه همرزمانش حاضر نمی‌شد به پشت جبهه انتقال یابد. در عملیات كربلای ۵ ، زمانی مه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشكل مواجه شده بود، خود پی گیر جدی این كار شد، كه در همان حال خمپاره ای در نزدیكی اش منفجر شد و روح عاشورایی او به ملكوت اعلی پرواز كرد و این سردار بزرگ در روز هشتم اسفند ماه ۱۳۶۵ در جوار قرب الهی ماوا گزید…

🌻حق با من بود. هر وقت فکرش را می کردم می دیدم حق با من بوده.ولی چیزی نگفتم.

بالاخره فرمانده بود.یکی دو ماه هم بزرگ تر بود.فکر کردم « بذار از عملیات برگردیم،با دلیل ثابت میکنم براش.»

🌹 از عملیات برگشتیم. حسش نبود. فکر کردم «ولش کن. مهم نیست. بی خیال.»

پشت بی سیم صدایش می لرزید.مکث کرد.

گفتم « بگو حاجی . چی می خواستی بگی؟ » 📢گفت «فانی! دو سال پیش یادته؟ توی در؟ حق باتو بود. حالا که فکر می کنم ، می بینم حق با تو بوده. من معذرت میخوام ازت .»

 

‍🌿حاج حسین خرازی مالک اشتر لشکر اسلام

محل تولداصفهان
تاریخ تولد: ۱ شهریور ۱۳۳۶
محل شهادت:شلمچه، استان خوزستان
تاریخ شهادت: ۸ اسفند ۱۳۶۵
محل دفن اصفهان، گلستان شهدا، قطعه شهدای کربلای۵
لقب:پرچمدار جهاد و شهادت
نیروسپاه پاسداران انقلاب اسلامی
آخرین سمت: فرمانده لشکر پیاده امام حسین علیه السلام اصفهان

🌿وصیت نامه اول:

… از مردم می‌خواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه_شهدای ما راه_حق است، اول می‌خواهم كه آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند

و از خدا می‌خواهم كه ادامه‌دهنده راه آنها باشم.

آنهایی كه با بودنشان و زندگی‌شان به ما درس ایثار دادند.

با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند.

از مسئولین عزیز و مردم حزب‌الهی می‌خواهم كه در مقابل آن افرادی كه نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشا و بی‌حجابی زده‌اند در مقابل آنها ایستادگی كنید و با جدیت هر چه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید

🌿وصیت نامه دوم :

استغفرالله، خدایا امان از تاریكی و تنگی و فشار قبر و سوال نكیر و منكر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس.

خدایا دل شكسته و مضطرم، صاحب پیروزی و موفقیت تو را می‌دانم و بس. و بر تو توكل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله زیادی نیست،

خدایا به قول امام خمینی [ره] تو فرمانده كل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدامذكافر را از سر مسلمین بكن.

خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهكاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهره‌مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم …

می‌دانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممكن است زیاده‌روی كرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم كنید و آمرزش بخواهید…

حسین خرازی /امروز 8 اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است
حسین خرازی /امروز ۸ اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است

💠 شهید آوینی: آن آستین خالی که با باد این سو و آن سو میشود نشان مردانگیست، گاهی باد فقط باید به افتخار حاج حسین بوزد…
تا نامردهای روزگار رسوا شوند…

حسین خرازی /امروز 8 اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است
حسین خرازی /امروز ۸ اسفند سالروز شهادت, سردار سپاه اسلام حاج حسین خرازی است

“فرماندهان متواضع” تصویر فرمانده سردار نامدار سپاه اسلام شهید حاج حسین خرازی

فرمانده سلحشور لشکر امام حسین علیه السلام در حالیکه مکبر نماز جماعت است …

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن