خاطرات دفاع مقدسمعارف و اخلاق

حشمت الله امینی / حاجت ها را از شهدا طلب کنید ،مرام و معرفتشان زیاد است.

💗مهمـان امروز ما 

 شهید حشمت الله امینی, هستند
حاجت ها را از شهدا طلب کنید ، مرام و معرفتشان زیاد است. حتما دستگیرمان می شوند…
🌺هر کسی با هر شهیدی خو گرفت
روز محشر آبرو از او گرفت 🌺

 

حشمت الله امینی / حاجت ها را از شهدا طلب کنید ،مرام و معرفتشان زیاد است.
حشمت الله امینی / حاجت ها را از شهدا طلب کنید ،مرام و معرفتشان زیاد است.

شهید حشمت الله امینی

💥درخانواده ای مذهبی قدم بر این کره خاکی نهاد و او را “حشمت نامیدند” ،هیچ کس نمی توانست حشمت و جلال و شکوه و عظمت و بزرگی روح و سلحشوری و یکه تازی او را در آن روز پیش بینی کند …

💥از همان دوران نوجوانی ،رفتار متین و علاقه اش به مسائل مذهبی و رعایت احکام اسلامی دربین همه زبان زد و مورد علاقه همگان بود.

از همان دوران از رژیم طاغوت متنفر بود و علاقه شدیدی به حضرت امام (ره) و مبارزه با ظلم داشت.

با برادران و خویشاوندان و دوستان انقلابی، در نشر پیام ها و نوارهای سخنرانی امام (ره) و تظاهرات انقلابی بر علیه رژیم ستم شاهی فعالانه شرکت داشت…

💥در دوران تحصیل نمونه یک دانش آموز ممتاز و درس خوان و مومن و مخلص بود.

در نمازهای جمعه و جماعات و مراسم دعاها فعالانه شرکت می کرد و همه به عنوان یک الگو به او و حرف ها و عملش اعتقاد داشتند. با شروع جنگ تحمیلی به جبهه اعزام شد وبا وجود اینکه تحصیلات دبیرستانی را با معدل ممتاز تمام کردند .

در دانشگاه به عنوان دانشجوی ممتاز در رشته شیمی پذیرفته شدند، ولی دفاع مقدس با فرماندهی حضرت امام خمینی (ره) را در اولویت قرار دادند و از همان آغاز حضور در جبهه به عنوان یک فرمانده لایق شناخته شد و در کنار رزمندگان دیگر، حماسه ها خلق نمود…

💥او عارفی به تمام معنا بود، از این دنیا رها شده بود و دنیا را همچون پلی برای رسیدن به خانه ابدی و قرارگاه همیشگی آخرت می یافت.

برای دعاهای توسل، کمیل، عاشورا و ذکر مصائب اهل بیت (ع) اهمیت خاصی قائل بود و بر خواندن دعای عهد در هر صبح تاکید و اصرار داشت. به زیارت ائمه اطهار (ع) عشق و علاقه عجیبی داشت.

دائم الوضو و دائم الذکر بود .کم می خندید و با وقار ومتانت بود.

شوخی می کرد اما جایی که باید جدی باشد، بسیار جدی بود.

از غیبت به شدت دوری می جست و کسی جلوی او نمی توانست غیبت کند. با قرآن مانوس بود و همیشه مفاتیح کوچکی همراهش بود…

💥در عملیات های بدر، نصر، فتح، قادر، ظفر، شلمچه، عاشورا، والفجرها، کربلاها و… ، در ارتفاعات سر به فلک کشیده غرب و رمل های سوزان جنوب و آب های نیلگون دزفول، کارون، کرخه، اروند، سیروان، شط العرب، خلیج فارس و هورهای جزیره مجنون، جزیره مینو، ام القصر، ام الرصاص، ام الطویل، بصره، فاو و… شرکت موثر داشت.

💥در والفجر ۹ مجروح شد ولی همچنان به رزم بی نظیر خود ادامه داد.

وقتی در شلمچه او را در هاله ای از نور کنار خاکریز به دعا و ناله و زاری دیدیم، لحظات گریه های عاشقانه اش ما را به تضرع وا داشت.

در عملیات کربلای ۵ با اینکه خواهرزاده اش (شهید بلال “علی اشرف” سلیمانی ) در فاصله یکی دو قدمی او، جلوی چشمش مورد اصابت گلوله مستقیم دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید، ثابت قدم و استوار به رزم خود ادامه داد…

💥وقتی در کربلای ۵ در نهر جاسم، آتش پاتک دشمن، رزمندگان عمل کننده تیپ نبی اکرم (ص) و لشگر نصر خراسان را زمین گیر کرده بود،.

شهید امینی، تنهایی از کانال و خاکریز خارج شد و شجاعانه و ماهرانه به دل دشمن زد و فرمانده عالی نیروهای بعثی را شناسایی نمود و او را به هلاکت رساند که این حرکت دلیرانه آقا حشمت باعث شد که آرایش نیروهای دشمن به هم بریزد و با دادن تلفات زیادی، عقب نشینی کند و باعث پیشروی رزمندگان اسلام گردید، که این خاطره و خاطره های دیگر شهید حشمت تا ابد بر پیشانی شلمچه خواهد درخشید!…

💥 هرگاه در کارون و دزفول و مجنون و سردشت و… بر می خاستیم و بستر خالی او را مشاهده می کردیم، می دیدیم کناری ایستاده بود و در پناه تاریکی و سکوت آن آرام نماز می خواند و نیایش می کرد و در سجده های طولانی اش حلاوت مناجات را می چشید.

می فهمیدیم که او رفتنی است و به این دنیا تعلق ندارد …

وقتی در غروب جمعه متصل به شب عملیات نصر ۷ ، در آب های سرد رودخانه سردشت غسل شهادت انجام داد، بر ما ثابت شد که او مهاجر است و جای او در این دنیا نیست ….

💥بالاخره چهاردهم مرداد ماه ۱۳۶۶ مصادف با عید قربان خبری همچون بمب در میان رزمندگان و آشنایان پیچید …

و همه گیج و حیران و متحیر، منتظر صحت و سقم این خبر بودند ….

فرمانده شجاع و سلحشور و خستگی ناپذیر سرنوشت نامعلومی پیدا کرده و جاوید الاثر شده است!!…

💥او روز قبل از عملیات نصر ۷ هنگامی که خبر می رسد گردان حمزه سید الشهداء، شب اول وارد عمل نمی شود، نگران و بی قرار خود را به گردان های خط شکن می رساند … و با گردان خیبر از تیپ نبی اکرم (ص) وارد عملیات می شود و مثل عملیات های قبلی جلوتر از همه و با بچه های اطلاعات عملیات حرکت می کند و ضمن درگیری تن به تن با نیروهای بعثی موفق می شود با نارنجک، سنگر تیربار دوشکای دشمن را منهدم کند … که در ادامه نبرد تن به تن بعضی ها می گفتند که او را دیدیم که مجروح شده بود و داشت پیشروی می کرد و بعضی ها می گفتند که خیلی جلوتر از بقیه مجروح و شهید شده و خیلی ها می گفتند که مجروح شده و … ولی هیچ چیز مشخص نبود، نه شهادت، نه اسارت، فقط همین را گفتند که جاوید الاثر شده است…

💥 بعد از رفتن حشمت الله به جبهه چندین مرتبه به منطقه رفتم و جویای احوالش شدم اما دوستانش به من جواب نمی دادند بعد از آنکه پیگیری زیادی کردم متوجه شهادتش شدم و دوستانش به من گفتند که پیکرش در منطقه جا مانده است.

حاج محمد طالبی به ما گفت که شهید زمانی که به منطقه می رود با خودش اسلحه نمی برد و تنها یک بیسیم و چند نارنجک به همراه داشته است…

💥شهید امینی با یک شور و حال عجیبی به سوی جبهه های جنگ حق علیه باطل رفت و تا سال ۶۸ در جبهه ماند.

یک شب قبل از شهادتش آمد خانه و شروع به گریه کردن کرد. من که طاقت گریه ی فرزندم را نداشتم رفتم و دلداریش دادم و از او پرسیدم برای چه گریه می کنی؟

شهید رو به من کرد و از من خواست که زینبی رفتار بکنم و بعد از شهادتش گریه و زاری نکنم…

💥 این هجران ۱۳ سال طول کشید تا اینکه مادر و یکی از بستگان نزدیک شهید خواب می بینند که آقا حشمت نجات پیدا کرده است و به زیارت امام رضا (ع) رفته است و موج خوشحالی و امیدواری… ولی چند روز بعد خبر رسید که کاروانی از شهدا قرار است از شلمچه به مشهدالرضا (ع) حرکت کند، لذا با این خبر دل توی دل ها نماند…

و خبر دادند که پیکر مطهر سردار سرافراز و فرمانده دلیر و عارف مخلص “آقا حشمت الله امینی” با کاروان شهدا از شلمچه به میثاق فرزند خمینی کبیر (ره) و رهبر و مولایمان حضرت آیت الله خامنه ای و زیارت حرم مطهر ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) می روند…

با این خبر دل ها آتش گرفت، چون آقا حشمت الله با کاروان خاصان، بعد از سال ها هجران، خونین بال به جمع دوستداران پیوستند …

 

حشمت الله امینی / حاجت ها را از شهدا طلب کنید ،مرام و معرفتشان زیاد است.
حشمت الله امینی / حاجت ها را از شهدا طلب کنید ،مرام و معرفتشان زیاد است.
حشمت الله امینی / حاجت ها را از شهدا طلب کنید ،مرام و معرفتشان زیاد است.
حشمت الله امینی / حاجت ها را از شهدا طلب کنید ،مرام و معرفتشان زیاد است.

💥بعد از زیارت منو به کرمانشاه فرستادن و بعد به شهر خودم سرپل ذهاب و من رو در جوار حرم احمد بن اسحاق کنار درب شرقی حرم به خاک سپردن…ولی اونچه که این وسط مهمه وفای امام زمان (عجل) به عهد شونه!…

💥حتما همه تون شنیدید که میگن اگه چهل صباح دعای عهد بخونی از یاران امام زمان خواهی بود…

امام جمعه سرپل ذهاب مرحوم حاج آقا حسین زاده در خواب می بینه که امام زمان (عج) در کنار مرقد احمد ابن اسحاق، دارن روی قبری رو آب و جارو می کنن و مقام معظم رهبری جلو رفته و میخوان جارو رو از دست ایشون بگیرن…

اما امام زمان عجل فرجه اجازه نمیدن و می فرمایند امشب مهمان عزیزی دارم می خواهم خودم جارو بزنم…

دلتون بسوزه! اون قبر، قبر من بود و چه سعادتی بالاتر از این…

 کتاب کشکول خاطرات دفاع مقدس

تالیف ناصر کاوه

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن