خاطرات دفاع مقدسمعارف و اخلاق

علی مرتضوی / شهید علی مرتضوی / باز هم ساعت به وقت قرار تپش قلبهاست

🌷بسم رب الشهدا و الصدیقین 🌷
🌷قرار عاشقی🌷

✨شهیدان را نیازی به گفتن و نوشتن نیست ، آنان نانوشته دیدنی و خواندنی هستن….☁️ باز هم ساعت به وقت قرار تپش قلبهاست ❤️ برای شنیدن عاشقانه هایی که شهیدان  خلق کردن…👇

سلام دوستان✋️
“علی مرتضوی” هستم متولد۱۵ اردیبهشت ۱۳۴۳😊 خوشحالم که امروز تو جمع دلهای شهدایی تون هستم😍

✋️✋️نیت کنید که مهمان امروز ما حاجت میــده ان شاءالله😊  یا زهرا سلام الله علیها

 میزبان امروز ما

 شهید علی مرتضوی  هستند😊❤️
وما همه مهمان این عزیز هستیم✋️

🔵 حاجت ها رو از شهدا طلب کنید ، مرام و معرفتشون زیاده حتما دستگیرمون میشن😔

🌺هر کسی با هر شهیدی خو گرفت

روز محشر آبرو از او گرفت 🌺

سلام بر  شهید علی مرتضوی
🌷پروانگی از آن جا شروع می شود که دیگر پیله برایت تنگ شده باشد آنقدر که راهی جز #پرواز نداری #حکایت_علی: عاشقانه و پروانه وار بود و راه خودش را در شهید شدن یافت…

💥دی ماه ۱۳۶۵👇
 شلمچه کربلای ۵

عده ای قدرتمندانه، با گامهای خود می روند جلو، و عده ای غیرتمندانه، درازکش روی نفربر و غرق در خون، از جلو می برندشان عقب!
یکی از تکان دهنده ترین عکسهایی که از جنگ دیده ام! در طول جنگ، با چنین صحنه ای زیاد مواجه شدم
همواره سعی داشتم مثل نفرات جلویی ستون به چنین صحنه هایی دقت نکنم. نه نفرات جوانتر پشت سری، که به نفربر زل زده اند!
می ترسیدم کم بیاورم، بترسم و …
اگر چه ۳۲ سال از آن روزها و شبهای سخت می گذرد، ولی یاد آنها همچنان در روح و جان ما زنده است…

صبح روز عملیات کربلای ۵ 👇
گردان عمار ل ۲۷ در حال توجیه عملیات در دیماه ۶۵

آنان که یک عمر مرده اند
یک لحظه هم شهید نخواهند شد…
شهادت یک عمر زندگی است
نه یک اتفاق…

شهید علی مرتضوی


با شـــــهدا …👆
وقتے بے قرارے به اوج میرسد
وقتے زمین و آسمان با تمام بزرگے اش
جایے براے تو ندارد،
وقتے احساس سنگینے ات کمرت را خم میکند،
وقتے میخواهے فرار کنے از خودت ، تنهاے ات
وقتے هرجا میروے خودت هستے و تنهایے…
وقتے کم مے آورے …
اینجاست که آرامت میکند،
ازخودت رها میشوی …
دیگر تنها نیستے …
با نگاه لطیفش تو را سبک میکند …
آرام میشوے … چون وصل است …
اتصالش به سرچشمه آرامش ، تو را آرام میکند…
چون …
❣️شـــــهدا ❣️
در قهقهه مستانه شان عند ربهم یرزقونند…

شهدانگاه تان رانگیرید که به نگاه تان سخت محتاجیم🙏😔😭

Pedaar, [16.01.19 11:56]
شهید علی مرتضوی خیلی روحیه خوبی داشت و همیشه می خندید😁باهمه شوخی می کرد و گاهی هم تئاتر بازی می کرد در منطقه و رزمندگان را شاد می کرد … 😊 همیشه می گفت شاد کردن رزمندگان و روحیه آنها را بالا بردن بیشترین ثواب را دارد…👇

 

🌿🌟🌿🌟🌿🌟🌿🌟🌿🌟🌿🌟
با #شـــــهدا …👆
وقتے بے قرارے به اوج میرسد
وقتے زمین و آسمان با تمام بزرگے اش
جایے براے تو ندارد،
وقتے احساس سنگینے ات کمرت را خم میکند،
وقتے میخواهے فرار کنے از خودت ، تنهاے ات
وقتے هرجا میروے خودت هستے و تنهایے…
وقتے کم مے آورے …
اینجاست که آرامت میکند،
ازخودت رها میشوی …
دیگر تنها نیستے …
با نگاه لطیفش تو را سبک میکند …
آرام میشوے … چون وصل است …
اتصالش به سرچشمه آرامش ، تو را آرام میکند…
چون …
❣️شـــــهدا ❣️
در قهقهه مستانه شان عند ربهم یرزقونند…

شهدانگاه تان رانگیرید که به نگاه تان سخت محتاجیم🙏😔😭

 

ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎﯾﯽ می فرمایند:👇 

برای رسیدن به عرفان کامل دو راه و دو مکان بیشتر وجود ندارد ؛ یا در حرم اباعبدالله(ع) یا در مجلس ابا عبدالله (ع) …
💥 شهید علی مرتضوی تمام آرزویش رسیدن به کربلا و زیارت امام حسین (ع) بود ولی دست تقدیر الهی برایش “شهادت” را رقم زده بود… شهید مرتضوی در مجالس ارباب آنچنان عزاداری خالصانه می کرد و طوری با عشق و حرارت برای امام حسین(ع) اشک می ریخت که تمام افراد را تحت شعاع قرار می داد و خیلی ها با گریه و زاری علی, برای مولا گریه می کردند… اگر بخواهیم اولین خصوصیت شهید مرتضوی را برای شما بگم یک کلام است
🌷باشنیدن نام امام حسین(ع) و حضرت زهرا (س) می لرزید، فریاد می کشید, گریه می کرد و اشک می ریخت…😰
“علی عاشقی بود که همه عاشقش بودند.”
💥 او عاشق اباعبدالله الحسین (ع) بود…
برای امام حسین (ع) می سوخت و با تمام وجود اشک می ریخت. از روی سوز و از روی اعتقاد اشک می ریخت و وقتی دعا می خواند و قبل از همه و بیشتر از همه، خودش گریه می کرد… و به قول آیت الله بهجت (ره)👈 با سیدالشهدا (ع) راه صد ساله را یک شبه رفت.

پس از سالها وقتی ” استخوانهایش از شلمچه برگشت” در مسجد الهادی(ع) شور و غوغائی شده بود… قسمتی از مراسم تشیع پیکر شهید علی مرتضوی😰


ای شهید…👆
برای دل زنگار گرفته ام دعا کن!
شاید نگاهت عایدم شد و شهادت مهمانم کردند!

 شـھید شدن دل 💗مےخواهد: دلے که آنقدر قوی باشد که بتواندبریده شود ازهمه  تعلقات دلی💞 که آرام که له💖 شود زیر پایت به وقت بریدن و رفتن…

خوشحال شدم که دعوتم کردین😊
راهمون رو ادامه بدین
خواسته من از شما این است که لحظه ای از ولایت و خط رهبری جدا نشوید
به یادمون باشین
به یادتونیم😊
یاعلی رفقا✋️

❣️یادمان باشد
شهدا دلخسته از دنیا نبودند
بلکه دلبسته نبودند.
💗اللهم ارزقناشهادت فی سبیلک👌

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن