خاطرات دفاع مقدسسیاسی و اجتماعیمعارف و اخلاق

صدقه روزی را فراهم می‌کند… / کشکول خاطرات قسمت بیست و چهارم

کشکول خاطرات قسمت بیست و چهارم

با صدقه روزی خود را فراهم کنید:

حضرت صادق علیه السلام

به فرزند خود محمد فرمود:
«پسرجان! از مخارج چقدر زیاد آمده»؟ عرض کرد: «چهل دینار».

او را امر کرد از منزل خارج شود
و آن مبلغ را صدقه بدهد.

گفت در این صورت دیگر چیزی نخواهد ماند. موجودی همین چهل دینار است.

فرمود: آن را صدقه بده!
قطعا خداوند عوض خواهد داد.
نمیدانی هر چیزی کلیدی دارد

کلید روزی صدقه است.
«ما عَمِلَتْ لِکُلِّ شَیْءٍ مِفتاحُ الرِّزقِ صَدَقَةٌ».

پس اینک چهل دینار را به عنوان صدقه بده. محمد امر امام علیه السلام را انجام داد.

بیش از ده روز نگذشت, که از محلی مبلغ چهار هزار دینار برای آن جناب رسید.
پسر جان برای خدا چهل دینار دادیم.

خداوند چهار هزار دینار عوض آن را داد کافی جزء۴، ص۱۰

 

 

صدقه روزی را فراهم می‌کند...  /   کشکول خاطرات قسمت بیست و چهارم
صدقه روزی را فراهم می‌کند… / کشکول خاطرات قسمت بیست و چهارم

 

 

حضرت آقا سال گذشته خطاب به دولت گفتند:

جنس قاچاق رو جلوی چشم همه نابود کنید، اگه مسئولان سه قوه عمل می کردند الان شش هزار تا، شش هزار تا ماشین قاچاق وارد نمیکردن…

روسای قوه مقننه و قضاییه بیانیه ی شدید اللحنی صادر کردن، واقعا دستشون درد نکنه.

فکر کنم دیگه دلار و سکه و مسکن و…خجالت کشید و اومد پایین!

شایدم منتظر تشر روحانی وجهانگیری مونده، آخه اونم سخنران خوبه… واقعا دست مریزاد به این همه سخنرانِ قهار و درجه یک والبته باخاصیت…

 

 

“صیغه برادری”

در روزهای پیش از فتح فاو بودیم در عید غدیر.

به رسم استحباب، ابراهیم و حمید را صدا زدم و پیمان برادری بین خود جاری کردیم.

دست ها را در هم گره کرده و قرار گذاشتیم تا در عملیات آینده در هر شرایطی یاور هم بوده و حامل جسم مجروح و یا شهید هم باشیم.

به شب عملیات رسیدیم و آتش شدید دشمن امان مان را بریده بود.

در ابتدای ورودی شهر با ترکشی زخم عمیقی برداشتم و زمین گیرم شدم.

خبر به برادران صیغه ایم رسید و طبق پیمان برادری که داشتیم، در آنی بالای جسم نیمه جانم آمدند و هن هن کنان و در آن شیارهای پر پیچ و خم، عزم انتقال جسم سنگینم را به عقب کردند.

با حال زاری که داشتم صدای حمید را می شنیدم که غمگینانه زیر لب زمزمه می کرد و از ناراحتی می نالید.

از آن همه علاقه ای که در او نسبت به خودم می دیدم از برادری خود با او لذت می بردم.

برای تسلای او تمام انرژی خود را جمع کرده و گفتم:

“نگران نباش، بخدا خوب خواهم شد و بین شما باز می گردم”

حمید هم با لهجه شیرین و عامیانه اش گفت:

“بابا کی نگران توهه به خاطر تو داشتم به خودم بد می گفتم که این چه صیغه اشتباهی بود که با تو بستم. حواسم به هیکل سنگینت نبود.”

و سالهاست جمله اش نقل هر مجلس مان شده و بهانه ای برای خندیدن مان.

کتاب گلخندهای آسمانی
تالیف ناصر کاوه
راوی : “محمد رضا سقالرزاده” گردان کربلا

 

 گوشه ای از فضائل مولا…

حضرت علی(ع) :

به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان هاست به من دهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جویی را از مورچه ای به ناروا بگیرم ، چنین نخواهم کرد…

نهج البلاغه ، خطبه۲۲۴

 

 

لباس خارجی آیت الله مرعشی نجفی

آیت‌الله مرعشی میگفتند:

من از روز اولی که خودم را شناختم و روی پای خودم ایستادم از البسه خارجی استفاده نکرده ام.

یک وقتی خیاط آمد و به ایشان گفت:

آقا دکمه از خارج می آید و برای قبا ناچاریم از آن استفاده کنیم.

ایشان اجازه ندادند و مدتی در این فکر بودند که برای این مشکل چه کار کنند…

روزی یکی گفت: بعضی خانم ها در خانه از این قیطانی هایی که به لب عبا می دوزند چیزی شبیه دکمه درست می کنند،

لذا لباس های ایشان دیگر هیچ وقت دکمه نداشت و همیشه از همان قیطان های تولید داخل استفاده می کردند…

 

 

اللهم الرزقنا توفیق ال…

وقتی تدارکات مراعات حال برادران سنگین وزن  هیكلی تداركاتی  را می‌كرد و غذایشان را یك كم چربتر می‌كشید،

یا میوه درشت‌تری برایشان می‌گذاشت، هر كس این صحنه را می‌دید، به تنهایی یا دسته جمعی و با صدای بلند و شمرده شمرده شروع می‌كردند به گفتن:
اللهم الرزقنا توفیق الپارتی فی الدنیا و الاخره!

یعنی دارید پارتی بازی می‌كنید, حواستان جمع باشد!

 

  کتاب گلخندهای آسمانی
تالیف ناصر کاوه

 

سوال:آیا روحانی تغییر کرده و آیا اظهارات و مواضع اخیرش نشانه عبرت گرفتنش است!؟

پاسخ: خیر بنده معتقدم این مواضع یک تغییر تاکتیک است.

اصولا روحانی هرگز یک انقلابی شفاف و صادق و مردمی نبوده است…

از ابتدای انقلاب رفتار و گفتارش دارای افراط و تفریط بوده و در واقع بخشی از شخصیت سیاسی ایشان است…

روحانی حالا هم برای فرار از فشارهای جریان انقلابی و کاهش انتقادها بازی جدیدی را شروع کرده است.

اگر واقعا تغییر کرده در عمل نشان بدهد، مثلا وزرای جوان,جهادی, انقلابی, و مردمی و… انتخاب کند،

مفسدین اقتصادی دور و برش را پس بزند و با آنها برخورد کند…شما هروقت چنین اقدامات عملی مشاهده کردید باور کنید روحانی عوض شده!

اما بنده باور دارم روحانی اصلاح نخواهد شد او و اطرافیانش هرگز و هرگز در مسیر منافع ملی قرار نخواهند گرفت…

غربزده ها هرگز قابل اعتماد نخواهند بود کاش مردم درک کنند

 

 

 

عاشق هم بودیم…

شب آخر تا صبح بیدار بودم و نگاهش می کردم…

موقع رفتن بهم گفت:دلم را لرزاندی، اما ایمانم را نمۍ‌توانی بلرزانی… در معراج بهش گفتم:

“حلالم کن که دلت را لرزاندم…”

 کتاب زندگی به سبک شهدا
تالیف ناصر کاوه
برشی از زندگی شهید مدافع حرم “حمیدسیاهکلۍمرادی”
برشی از زندگی شهید مدافع حرم "حمیدسیاهکلۍمرادی"
برشی از زندگی شهید مدافع حرم “حمیدسیاهکلۍمرادی”
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن