معماری و شهرسازی

مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران. / خلاصه ۴۵ کتاب مدیریت /

خلاصه ۴۵ کتاب مدیریت!!

۱-اجرا بزرگ‌ترین مساله مطرح نشده در مدیریت امروز است

و نبود آن بزرگ‌ترین مانع موفقیت و بیش‌تر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته می‌شود.

۲- شرکت‌هایی که برای کارهای درست وقف شده‌اند

و برای مسوولیت‌های اجتماعی خود تعهدنامه‌ای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آن‌ها‌یی هستند که این کارها را نمی‌کنند.

۳-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایده‌های استراتژیک روی آورید.

۴-در بازاریابی نوین (بازاردانی)به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.

۵- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.

۶- انسان در بازی گاهی می‌برد و گاهی چیز یاد می‌گیرد.

۷- هنر بازاریابی امروز ,فروش یخچال به اسکیمو نیست, بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.

۸- مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بی‌واسطه با آن‌ها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم می‌توان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.

۹- مسیر ناهموار تحول باید به‌کوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحول چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.

۱۰- به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجات‌یافته است.

۱۱- دنیا را دوگونه می‌توان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)

۱۲- می‌توان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,‌اما بدون عشق به مردم نمی‌توان آن‌ها را مدیریت کرد.

۱۳- مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران.

۱۴- موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست می‌شود.

۱۵- برای پیروزی ابلیس, کافی است آدم‌های خوب دست روی دست بگذارند.

۱۶- هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینه خشنود نگه‌داشتن مشتریان کنونی است.

۱۷- هر کس می‌تواند سررشته کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد.

۱۸- مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمی‌توانید درون او را بشناسید.

۱۹- توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموخته‌ها, بزرگ‌ترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان می‌گذارد.

۲۰- اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آن‌هایی که در اطرافش گرد آمده‌اند بنگریم.

۲۱- اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد.

۲۲- بیش‌تر انسان‌ها ترجیح می‌دهند بمیرند اما فکر ۳ خیلی‌ها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح می‌دهند.

۲۳- مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویین‌تن شدن, به همکاران خود اعتماد کند.

۲۴- تمایز یک محصول باید در راستای ذهنیت مصرف‌کننده صورت گیرد, نه مخالف آن.

۲۵- در طول تاریخ بیش‌تر کامیابی در دست‌یابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است.

۲۶- در بیش‌تر موارد, کشورهای فقیر از نظر دارایی‌ها ، ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمی‌توان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد.

۲۷- آن‌هایی که از جای خود می‌جنبند, گاهی می‌بازند و آن‌هایی که نمی‌جنبند, همیشه می‌بازند.

۲۸- اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست.

۲۹- مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهره‌مندی از انسان‌ها فرهیخته می‌دانند.

۳۰- حداکثر شادی و خشنودی انسان‌ها زمانی به دست می‌آید

که در شغل هم‌ راستا با شخصیت (هوشمندی)خود, به کار گمارده شوند.

۳۱- نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بی‌همتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید.

۳۲- مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را می‌پذیرند, بلکه بر این تفاوت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند.

شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد, تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است.

۳۴- زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم.

۳۵- نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگ‌آور

۳۶- به کارکنانتان بگویید هیچ‌گاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند;

اما اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند.

۳۷- صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است.

۳۸- هرگاه در بازی شطرنج در حال باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی می‌کنم

صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکت‌های احمقانه‌ای که انجام داده‌ام پی می‌برم.

۳۹- دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد.

۴۰- اگر می‌خواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کن

 

مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران. / خلاصه 45 کتاب مدیریت /
مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران. / خلاصه ۴۵ کتاب مدیریت /

اهمیت جشن گرفتن در پایان پروژه :

به نظر من یکی از مهم ترین کارهای که تو فرآیند خاتمه پروژه باید انجام بشه

جشن گرفتن پس از تاییده نهایی محصول پروژه هستش pmbok این مسئله رو تو حاشیه گفته ولی بنظرم باید

روش خیلی تاکید می کرد چرا که این مورد یکی از مهم ترین کارهاست البته من تا حالا جایی ندیدم که این کارو انجام بدن

(البته من بعد خودم حتی تو پروژه های کوچیک انجامش میدم، تا نتایجش رو بطور واقعی درک کنم واینجا در موردش بیشتر مینویسم) .

خب حالا چرا این مسئله اینقدر مهمه به نظر منpmbok:میگه که ایجاد پروژه و یا بهتر بگم پذیرفتن پروژه بدون انگیزه تجاری معنی نداره

(کاری ندارم که در حال حاضر تو سازمان های ما چه اتفاقی میفته)

و حتی تاکید کرده که اصلا این کار رو انجام ندین، چون سریعتر از اونچه که فکرشو کنی پروژه منحرف میشه

و به مشکل برمی خوریم خب پس مشخص شد که تو این جشن قرار نیست بزنیم و برقصیم

 (هر چند رقصیدن هم بد نیست من خودم طرفدارشم) قراره به انگیزه مالی تیم پروژه توجه کنیم،

قراره از عوامل اصلی پروژه (مخصوصا تیم مدیریت پروژه) تجلیل بشه

مثلا میتونیم دست اندرکاران و حامیان پروژه رو تو یه رستوران در شان تیم پروژه و حامیان اون به صرف شام همراه خانواده دعوت کنیم

و بهشون پاداش پایان پروژه و لوح یادبود و … تقدیم کنیم .

خب اینکار یکم هزینه داره (البته هزینش در مقابل سود پروژه قطعا ناچیزه)

ولی در عوض فواید و تاثیر بسیار زیادی روی افراد تیم پروژه و کسانی که از بیرون دارن به مسئله نگاه میکنن

میذاره و یه سری پیام بهشون منتقل میکنه که چند موردش رو اینجا میگم:

۱-  جشن گرفتن بطور کاملا رسمی به پروژه خاتمه میده چون قراره بعد ازثبت نهایی دروس آموخته و تعدیل نیروی انسانی انجام بشه.

۲-  افراد می دانند که کاری که انجام دادن مهم بوده واز طرف سازمان نادیده گرفته نشده چون معمولا نادیده گرفته شدن افراد بدترین لطمه روحی رو به اونها میزنه.

۳- با خاطره خوب پروژه را ترک خواهند کرد و در صورت نیاز به کمک مجدد قطعا دریغ نخواهند کرد.

۴-  با انگیزه و انرژی کافی وارد پروژه دیگه می شوند و اونجا هم سعی میکنن بهتراز قبل کار کنن (این یعنی سود بیشتر برای سازمان)

۵-  وقتی خانواده ها از نزدیک شاهد دستاوردهای همسرانشون باشن ( زن و مردش فرقی نمیکنه) قطعا تو خونه آرامش بیشتر و همکاری صمیمانه تری وجود خواهد داشت

(مخصوصا زمانیکه تا دیر وقت سرکاریم دیگه به جونمون نق نمیزنن و به جشن پایان پروژه فکر میکنن)

۶- نیروها خیلی بیشتر با پروژه ارتباط برقرار میکنن . اون رو از خودشون میدونن و سعی میکنن پروژه موفقیت آمیز باشه.

۷-  تنش هنگام اجرای کار(اخلاق غیر حرفه ای) بین افراد کم میشه چون میدونن این پروژه بلاخره تموم میشه

و باید از هم جدا بشن برای همین بیشتر به کارتیمی روی میارن تا تک روی .

۸- انرژی مثبت سرکار راندمان رو بالا میبره و باعث تولید ایده های ناب میشه.

دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه اگه چیزی به ذهن شما رسید بگید لطفا…

داشت یادم می رفت به اینم می تونید فکر کنید که پایان فازهای اصلی یک پروژه هم میشه جشن گرفت

چون به هر حال Pmbok میگه که فرآیند خاتمه در پایان فازهای اصلی باید تکرار بشه و اینهم یکی از فرآیندهای خاتمه ست دیگه.

نتیجه گیری :

بله درست متوجه شدین اهمیت جشن گرفتن در پایان پروژه کمتر از منشور پروژه نیست

چرا که منشور پروژه رسما باعث شروع پروژه میشه و جشن گرفتن رسما باعث خاتمه دادن به پروژه میشه.

به امید اجرای موفق تر پروژه ها در دنیا

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن