خاطرات دفاع مقدسسیاسی و اجتماعیمعارف و اخلاق

تفاوت غذای امام و پاپ / کشکول خاطرات قسمت بیست و هشتم /

امیرالمومنین (ع) می فرمایند:

کسی که شخصیت او بر شما مشتبه شد و از دین او اطلاعی نداشتید،

به دوستانش نگاه کنید؛ اگر آنان از اهل دین خدایند، پس آن شخص نیز بر دین خداست،

ولی اگر دوستان وی بر غیر دین خدا بودند پس بدانید که او نیز هیچ بهره‎ای از دین خدا ندارد – نهج البلاغه

(جهت تشخیص هویت اصلی مسئولین و…)

 

خاطره یک خبرنگار فرانسوی از

“تفاوت غذای امام و پاپ”

🔻ناهار امام یک غذای ایرانی به اسم آبگوشت بود و این همان غذایی بود که در آن روز دیگران هم از آن استفاده می‌کردند ،

آیت‌اللّه خمینی بر سر سفره ای که به غیر از ایشان همسر ، پسر ، عروس و نوه هایشان بودند،

نشسته و بعد از بر زبان آوردن نام خدا مقدار کمی غذا خوردند.

مدت ناهار خوردن ایشان دقیقاً هفت دقیقه و چهل ثانیه بود و بعد بلافاصله به اتاق کارشان رفتند.

🔻من دو سال پیش یک بار موفق شدم ناهار خوردن «پاپ» را هم به چشم ببینم ،

مجموعه غذاهایی که برای ایشان تدارک دیده بودند بر روی میزی به طول دوازده متر و به عرض دو و نیم متر چیده شده بود.

هیچ نوع غذای ایتالیایی نبود که بر روی این میز نباشد و آن وقت حضرت پاپ بر سر این میز به تنهایی ناهار خود را میل کردند ،

مدت ناهار خوردن ایشان یک ساعت و پنجاه دقیقه بود و بعد باقی غذای ایشان، آن طور که من فهمیدم، به کلی معدوم شد.

به نقل از: خبرنگار یک روزنامه فرانسوی – اطلاعات هفتگی – شماره ۱۹۲۴

 

 

🔴استراتژی حباب

⚫️ دولت غربگدایان اشرافی و مرفهین بی‌درد، به جای اعتماد به مردم و رهاکردن برجام و تشکیل یک کابینه جهادی و انقلابی برای حل مشکلات مملکت، اصرار دارد

۱️⃣ – به مردم القاء کند که تغییرات و افزایش وحشتناک قیمت‌ها در تمامی حوزه‌ها از جمله دلار، سکه، زمین و مسکن، خودرو و… حباب است

۲️⃣ – دولت مطلقاً در این افزایش نقشی نداشته و دولت برای جبران بدهی خود اقدام به افزایش قیمت دلار نکرده‌است و این افزایش یک توطئه خارجی علیه دولت است.

🍀 و سؤال جدی مردم این است که

۱⃣ – بلایی که بر سر مردم می‌آید «جباب» است یا «سرب داغ»

۲️⃣ – حاصل ۵ سال دولت شعاری و بی‌برنامه این افتضاحی است که به بار آمده و مردم و مملکت را به خاک سیاه نشانده و دولت به جای حبابی معرفی کردن همه وقایع به طور روشن بگوید برنامه‌اش برای عبور از این بحران چیست؟

 

 

🌷بسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن🌷

✍️داشت توی محوطه پادگان قدم میزد و هر از گاهی آشغالهای افتاده روی زمین رو جمع می کردکه یه دفعه وایساد.

مثل اینکه چیزی پیدا کرده بود.رفتم نزدیکتر دیدم یه حلب خرماست که روش رو خاک و سنگ گرفته بنظر میومد یکمی ازش خورده بودند

و انداخته بودنش اونجا.عصبانیت آقا مهدی رو اولین بار بود که میدیدم.

با همون حالت غضب گفت: بگردید ببینید کی اینو اینجا انداخته؟

یه چاقو هم بهم بدید. چاقو رو دادیم و نشست روی اون رو ذره ذره برداشت.

✍️گفتم: آقا مهدی این حلبی حتماً خیلی وقته که اینجاست نمیشه خوردش.

یه نگاه عاقل اندر سفیه به من کرد و گفت: میدونی پول این از کجا اومده؟

میدونی پول چند نفر جمع شده تا شده یه حلب خرما؟

میدونی اینو با پول اون پیرزنی خریدند که اگر ۲۰ تومن به جبهه کمک کنه مجبوره شب رو با شکم گرسنه زمین بگذاره؟!

شما نخورش خودم میبرم تا تهش رو میخورم.

کتاب زندگی به سبک شهدا

ناصر کاوه

برشی از زندگی شهید مهدی باکری

 

 

‍ تلنگــر

ما را چه شـده كه؛ اگر  اینترنت مان برای یک روز قطع شود دنیا در برابر چشمان مان تاريك شده و آرامش و آسايش مان سلب مى گردد

👈اما روزها و گاهی هفته ها و ماه ها از  قرآن فاصله داريم و انگار نه انگار که اتفاقی رخ داده است! به راستی ما امت اینترنتیم یا امت قرآن؟!

✍️لازم است  نفس خود را مورد محاسبه قرار داده و در اعمال خود تجديد نظر نمائيم…

 

💥سزای محتکر

😈درسی ازصدام یزید کافر!برای مسئولین

حدود سال۱۳۶۹ در اوج جنگ امریکا و عراق، خبر عجیبی در فضای محدودرسانه ای آن زمان پیچید:

 به دستور مستقیم، یکی از بازاریان بزرگ و صاحب نفوذ شهر بصره را که مقدار زیادی کالاهای ضروری مردم را احتکار کرده بود، شدیدا تنبیه کردند تا درس عبرتی شود برای دیگران و شد!

 عوامل صدام، ثروت اندوز بزرگ را که کلی آقازاده و عامل نفوذی توی سیستم اقتصادی عراق داشت، مقابل چشم مردم، وسط میدان بصره نشاندند.

یک قالب بزرگ فلزی دور بدن او گذاشتند…

او که منتظر بود نفوذیها و نان خورهایش در سیستم سیاسی و اقتصادی کشور به دادش برسند، متعجب نگاه می کرد و نمی دانست چه تصمیمی برایش دارند…

قالب را که دورش گذاشتند، یک دستگاه کامیون بتون سازی که تانکر آن می چرخید و درحال تولید بتون بود، جلو آمد…

 مقابل چشمان از حدقه درآمده او، سر لوله را داخل قالب گذاشتند و تا گردنش را بتون ریزی کردند…

جلوی چشمان وحشت زده ولی خوشحال مردم، سرمایه دار محتکر را به همان حال رها کردند…

اخلالگر اقتصادی، که تا آن لحظه از دارایی های عظیم و عوامل نفوذی اش در حکومت می گفت و همه را تهدید می کرد، حالا دیگر عربده می زد و التماس می کرد.

دقایق اول تلاش کرد تا خود را از بین صدها کیلو بتون نجات دهد…

به مردم التماس می کرد تا کمکش کنند…مردم اما، روزهایی را به یاد می آوردند

که او، همچون زالو خون مردم را می مکید. باوجودی که دلشان می سوخت، از عاقبت او خوشحال بودند و آرزو می کردند برای بقیه هم کیشان و هم مسلکانش نیز اعمال شود…فرزندان، دوستان، همکاران و شرکایش، وحشت زده او را نگریستند؛

رفتند تا سریع انبارهای خود را به روی مردم بگشایند تا به سرنوشت او دچار نشوند!

در زیر تابش سوزان آفتاب گرم جنوب عراق، لحظه به لحظه بتون خشک می شد و مرد ذره ذره له می شد، تا در وحشتاک ترین حالت ممکن جان داد.

مقابل چهره سیاه شده صاحب نفوذ، سرمایه دار محتکر و … تابلویی نصب کردند که بر آن نوشته شده بود:

“به دستور جناب سیدالرئیس صدام حسین

این سزای کسی است که در سیستم اقتصادی کشور اخلال ایجاد کند، اموال مورد نیاز مردم را احتکار کند تا به چند برابر قیمت بفروشد،

و درحالی که ملت عراق درگیر جنگ است، او در فکر انباشتن ثروت خود و خاندانش است.”

💥قابل ذکر است که همین “صدام” در زمان جنگ بعد از این که امام فرمودند:

“جنگ در راس امور است”این فرد خبیث تمام وزارتخانه هایش را مامور به جبهه و جنگ کردتا جایی که گاهی تا ۹۰% نیروهای دولتی به جبهه رفتنند

و هروقت صدام و کابینه اش تشکیل جلسه می دادند با پیراهن نظامی وارد جلسه می شدند…

در برابرش در ایران زمانی که موسوی ملعون نخست وزیر بود آنقدر در تدارکات و پشتیبانی جنگ کوتاهی و مساحمه کرد که با همکاری بعضی ها که افتخارشان این است که ما مجبور کردیم که امام “کاسه زهر را بنوشد” ناگزیر امام قطعنامه را قبول کرد…

(قابل توجه سران سه قوه که قاطعیت را از مزدورانی مثل صدام و اردوغان…یاد بگیرید…خدا مسئولین ما را از خواب غفلت بیدار کند.

❤️به مناسبت سالروز ازدواج آسمانیها❤️
مهریه همسران شهدا چه بود؟

♦️مهریه شهید ابراهیمهمت:بنا به درخواست همسر شهید هیچ
مهریه ای در نظر گرفته نشد

♦️مهریه همسر شهید سیدمحسن صفوی:
شهادت سید محسن صفوی

♦️مهریه همسر شهید جهان آرا:
یک سکه طلا

♦️مهریه همسر لبنانی شهید چمران:
یک جلد قرآن کریم و یک لیره لبنانی

♦️مهریه همسر شهید جلال افشار:
یک چک با مبلغ بسیار پایین

مبلغ چک پس از ازدواج به فرمانده
سپاه اصفهان تقدیم شد تا خرج رزمندگان
در جبهه ها شود.

♦️مهریه همسر شهید مهدی باکری:
سلاح کلت کمری شهید و یک جلد قرآن

♦️مهریه همسر شهید ناصر کاظمی:
یک سکه طلا به عشق امام خمینی(ره)

♦️مهریه همسر شهید حسن غفاری:
زیارت شهرهای مکه، مدینه، مشهد،
سامرا، کربلا، نجف، کاظمین
که همگی انجام شده و مهریه ادا شده است.

♦️مهریه شهید صادق عدالت اکبری:
یک سفر حج

♦️مهریه شهید مدافع حرم محسن حججی:
۱۲۴ هزار صلوات، حفظ قرآن، ۵ سکه طلا
و ۱۴ شاخه گل نرگس
به عشق امام زمان (عج)

همسران شهدا عاشق ترند…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن